فى الإسلام » و در مسند احمد بن حنبل ، ج 4 ، ص 101 ، چنين آمده است : « الناس تبع لقريش في هذا الأمر خيارهم فى الجاهلية خيارهم فى الإسلام إذا فقّهوا و اللّه لو لا أن تبطر قريش لأخبرتها ما لخيارها عند اللّه عزّ و جلّ » ترجمه : « مردم در اين كار ، پيرو و فرودست قريش هستند ؛ اگر بينديشند بهترين ايشان در دورهء جاهلى ، بهترين آنها در دورهء اسلامى است . به خداى سوگند كه اگر بيم تكبّر و سرمستى قريش نبود به دانان مىگفتم كه براى برگزيدگانشان نزد خداى عزّ و جلّ چه چيزى فراهم آمده است . »
ص 89 ، س 18 - 19 : فنادمت فى شكوى . . . :
در آن هنگامهء شكايت از ضعف و لاغرى با مراقب خويش نديم و همنشين شدم و همهء اسرارم را با تفصيل جزئيات خوى خود با او در ميان نهادم .
آنچه براى مراقبم آشكار كردم از حيث اوصاف بود و حال آنكه ذات من از شدت مصائب به گونهاى بود كه مراقبم آن را نمىديد ، زيرا سختيهاى محبت فرسوده بودش .
شعر از ابن فارض است .
ص 90 ، س 1 : كيفيّت انتشاء . . . :
به نظر مىرسد كه در اين عبارت ، هيچ يك از معانى انتشاء مدّ نظر نيست و انتشاء به جاى انشاء به كار رفته است كه به معناى آغاز كردن و ايجاد كردن است .
ص 90 ، س 6 : فأخبر من فى الحىّ . . . :
[ گوش مراقب من ] آشكارا همهء اهل قبيله را از اسرار كار من آگاه كرد ، زيرا او خود از اين معنى آگاه شده بود .
شعر از ابن فارض است .
ص 90 ، س 8 : فبعزّتك لأغوينّهم . . . :
به عزت تو سوگند كه همگى آنان را گمراه سازم ( ص 38 / 82 ) . از گفتههاى ابليس است پس از سجده نكردن به آدم و رانده شدن از درگاه خداوند .
ص 90 ، س 8 - 9 : أَ تَجْعَلُ فِيها
. . . :
آيا كسى را بر زمين قرار مىدهى كه در آن فساد كند و خون بريزد ؟ ( البقرة 2 / 30 ) .
سؤال اعتراضآميز ملائكه است ، هنگامى كه خداوند مىفرمايد كه مىخواهد خليفهاى روى زمين قرار دهد .
ص 90 ، س 10 : فلاح و واش . . . :
ملامتگر عشق در راه ضلالت و گمراهى ، به عزت و