تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
201
باش تا سرّ او شود پيدا
( اوحدى مراغه‌اى ) 268
باغ جهان زحمت خارى نداشت
( نظامى : مخزن الاسرار ) 189 با كه اين نكته توان گفت كه آن سنگين دل ( حافظ ) 100
با ماه گفتم كاين‌همه حسن از كجا آورده‌اى
( كمال خجندى ) 177
بامداد عاشقان را شام نيست
( سعدى ) 193
با من ار مىروى به جستن او
( اوحدى مراغه‌اى ) 239
با همه رنگهاش يكرنگم
275
با يار نو از غم كهن بايد گفت
178
بجز از عمر چه شايد كه نثار تو كنند
( سلمان ساوجى ) 29
بحر عشقش آتشى در ما فكند
( شاه نعمت اللّه ولى ) 289
بحريست غير ساخته از موجهاى خويش
( عطار ) 152 ، 280
به حقيقت بدان كه بحر يكيست
116 ، 299
بدان مخسپ كه در خواب روى او بينى
( فخر الدين عراقى ) 242
برادرم ، پدرم ، اصل و فصل من عشقست
( مولوى ) 84 بر پاره كاغذى دو سه خط مىتوان كشيد ( وحشى بافقى ) 2
بر خويش برون آمدنت چيزى نيست * % 56 بر در تو مقيم نتوان بود
22
بر سر بازار جانبازان منادى مىزنم
( حافظ ) 276
بر سر كوى آن يكى خاكم
( اوحدى مراغه‌اى ) 83
بر سرير فقر ما را شد مسلّم ملك عشق
164
بر هم زده‌اى ز زلف و رخ رنگى خوش
257
بسازيم بر آسمان سلّمى
( سعدى ) 155
بسيار سر افكنده به شمشير سياست
( امير خسرو دهلوى ) 101
بسيار سفر بايد تا پخته شود خامى
( سعدى ) 137
بشستم تختهء هستى سر عالم نمىدارم
( مولوى ) 140
بشكست قلب دل را صف كافران غمزه
( امير خسرو دهلوى ) 66
بشكسته سر خلقى سربسته كه رنجورم
( مولوى ) 217
بشنو اين نكته كه خود را ز غم آزاده كنى
( حافظ ) 248 ، 279
بعد ازين اى يار اگر تفصيل هشياران كنى
( سعدى ) 146
بعد ازين نيز كه گرديم غبار
44
به غير صيقل خوارى خلق اى زاهد
289
بكش تا عيب‌جويانم نگويند
( سعدى ) 96
بلاى عشق عظيمست و لاابالى را
( سعدى ) 74
بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوى
( حافظ ) 7
بلعجب صورتى كه از يك چيز
299
بندهء پير خراباتم كه درويشان او
173
بنگر آخر يكى به اسم و عدد
116
بنمايد تو را چنان كه تويى
( اوحدى مراغه‌اى ) 281
بوى پيراهن گم‌كردهء خود مىشنوم
( سعدى ) 104
به آب ديده وضو ساز و عزم كويش كن
114
به آفتاب توان ديد كآفتاب كجاست
( فخر الدين عراقى ) 118
به اشارت حديث خواهم گفت
( اوحدى مراغه‌اى ) 143
به بارگاه تو دايم به يك شكم زايد
( انورى ) 201
به تماشاگه زلفش دل شيدا روزى
( حافظ ) 139
به تو رمزى بگفتم ار بشوى
( اوحدى مراغه‌اى ) 244
به تيغم ار بزنى بىدريغ و برگردى
( سعدى - با تغيير قافيه ) 76
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 416 | اكرم جودى نعمتى / صائن الدين علي بن محمد تركة