3 . فهرست توضيحى اشعار فارسى
آتش آن نيست كه بر شعلهء او خندد شمع
( حافظ ) 181
آتش بيار و خرمن آزادگان بسوز
( سعدى ) 181
آخر چو گل دهن به شكر خنده باز كرد
7
آدم آورد درين دير خراب آبادم
( حافظ ) 153
آرام مگير تا توانى اى دل
129
آرزو وانگه فزون از خود چه مشكل محنتيست
87
آسمان و زمين گرفت اين نور
( اوحدى مراغهاى ) 230
آفتاب از نور رويت لمعهاى
301
آفتاب رخش ظهور گرفت
( اوحدى مراغهاى ) 224
آلوده نشد هيچ گهى دامن نازش
( امير خسرو دهلوى ) 88 ، 101
آن پادشاه اعظم در بسته بود محكم
( مولوى ) . 245
آنجا چو رسيدم من آنجا همه او ديدم
( سعدى ) 141
آنجا كه تويى نه بامدادست و نه شام
( فخر الدين عراقى : لمعات ) 189
آنجا كه يار پردهء عزّت فروهلد
111
آنچنانم به بويت اى گل مست
( اوحدى مراغى ) 204
آنچه پنداشتى كه هستى بود
86
آن خراباتهاى بىره و رو
13
آن در قدح ماست كه مىجُست سكندر
272
آن را كه به خود وجود نبوَد
( فخر الدين عراقى : لمعات ) 223
آن را كه فراق مىپسندى
( سعدى ) 179
آن شد كه روز ما ز ستم تيرهرنگ بود
7
آن شناسد حديث اين دل مست
( اوحدى مراغهاى ) 197
آن عهد شد كه چون گل رعنا به خون دل
7
آنكس كه اسير اين مقامست
225
آن كس كه ز شهر آشنايست
( نظامى : ليلى و مجنون ) 11
آنكس كه همه عينست عينش به چه كار آيد
270
آنكه گويند به عالم شب قدرى باشد
( سعدى - با تغيير ) 187
آن مى كه تو دردادى و ين عقل كه ما راست
( مولوى ) 46
آن نقطه كه آخرين دورست
223
آن يار كه در صومعه جستى و نديدى
178
آن يار همانست اگر جامه بدل كرد
( مولوى )