اى بر سر هر پشته از عشق تو صد كشته
( مولوى - با تغيير ) 80
اى بيضهء مرغ لا مكانى كه تويى
90
اى پيشروِ مردى امروز تو برخوردى
( مولوى ) 128
اى حسن تو در مملكت صورت و معنى
193
اى حسن تو روز افزون آخر چه كمالست اين
( فخر الدين عراقى ) 16
اى خنك آن شب كه جهان بىتو بود
( نظامى :
مخزن الاسرار ) 189
اى در دل هر كسى ز مهرت تابى
( مولوى ) 68
اى دل پس زنجير چو ديوانه نشين
( فخر الدين عراقى ) 149
اى روى دركشيده به بازار آمده
( عطار ) 161
اى ز خود بىخبر چه مىطلبى ؟
220
اى شمع تو خيره چند بر خود خندى
( مولوى ) 212
اى كاج برفتادى برقع ز روى ليلى
( سعدى ) 80 ، 179
اى كاج كه در پاى سگان تو شوم گَرد
102
ايمن مشو كه مركب مردان مرد را
215
اين آب زندگانى از آن حوض كوثرست
( سعدى ) 303
اين آن سر كوى بود كاوّل
( فخر الدين عراقى ) 9
اين ابر نمگرفته ز درياى بيكران
( كمال الدين اسماعيل ) 220
اى نالهء پير خرقهپوش از غم تو
( ابو سعيد ابو الخير ) 302
اين بَوازى كَران هَنگامه مانى
( بابا طاهر ) 293
اين بوى روحپرور از آن خوى دلبرست
( سعدى ) 175
اينجا حلول كفر بود و اتّحاد هم
( عطار ) 159
اين جدايى ز كندى روش است
( اوحدى مراغهاى ) 222
اين شرح بىنهايت كز عشق بازگفتند
( حافظ ) 64
اين طرفه كه او من شد و من او و دگر بار
( فخر الدين عراقى ) 138
اين عشق به تنگناى دل راه نبرد
( كمال الدين اسماعيل ) 38
اين كوى قلندرست و ميدان هلاك
( منسوب به خيام ) 159
اين نيست تناسخ ، سخن وحدت محض است
( مولوى ) 279
اين همه پروانه و دل شمع بود
( نظامى :
مخزن الاسرار ) 214
اينهمه نقشها كه مىبينى
( اوحدى مراغهاى ) 289
اينهمه نقشهاى پرنيرنگ
( فخر الدين عراقى : لمعات ) 185
با توست عجب كه مىنگيرد دل تو
127
با چنين لالهرخان روح چرا نفزايند
( قاسم انوار - با تغيير ) 150
با خيالش خلوتى دارم كه جان را بار نيست
183
باد با بوى سر زلف دلاويز تو بود
250
باد بويى از دو زلفش وام كرد
( اوحدى مراغهاى ) 240
بادى كه نيست از سر كوى تو نيست باد
( كمال خجندى ) 262
بار غم عشق را همچو ستون پاى دار
104
باريد به باغ ما تگرگى
( نظامى : ملحقات ليلى و مجنون ) 62
با زاهدان مگوييد احوال ذوق و مستى
( حافظ ) 198
باز دانى كه من چه مىگويم
( اوحدى مراغهاى ) 145 ، 200
باز غوغاى او علم برداشت
( اوحدى مراغهاى ) 24
بازم حفاظ ، دامن همّت گرفت و گفت
( سعدى ) 69
باش تا رنگ و بوى برخيزد ( اوحدى مراغهاى )