يعنى به ميامن اين حضرت جمعيّت من - كه مورد اضداد و محلّ تعانق اطراف است - مجالس اذكار در صوامع قدس ، مسامع مطالعهكنندگان الواح حقايق است ؛ يعنى محلّ قبول و نزول معارف و نواميس است .
و همچنين از براى حقيقت من است كه محافل خمّار و مجامع انس ايشان ، ديدهء « 1 » پيشروان مشاهد حضور است كه عبارت از متصرّفان و عاملان كارخانهء شهود و وجودند « 2 » ؛ « من به بويش گه به مسجد مىروم گاهى به دير » .
[ 731 ] پس عاقد زنّار ترسايان دير تقليد ، جز دست من نبود ؛ و اگر نيز گشود عقود عقايد آن به سر انگشت تحقيق ، هم دست من بود كه گشود .
[ 732 ] پس اگر به فروآمدن مشاعل قرآنى و قناديل تنزيل ربّانى ، محراب مساجد اسلام منوّر گشت ، هياكل بيعهء ترسايان نيز از صحف انجيل خراب و بيكار نماند .
[ 733 ] و اگر هر روز در جوامع اسلام ، حفّاظ انام ، تلاوت سور « 3 » قرآن محمّد « 4 » مىكنند ، احبار « 5 » يهود هر شب در كليساى جحود ، اسفار تورات كليم ، به طريق مسارّه و مناجات بر قوم خود القا مىكنند . « 6 »
گاه بُد بتشكن چو ابراهيم * گاه بتگر بسان آزر شد
گاه رهبر شد و گهى رهزن * رهزنى ديد كس كه رهبر شد ؟
طرفه نقشيست اينكه از يك كان * جوهرى آهن و دگر زر شد
بُلعجب صورتى كه از يك چيز * اين مسيح آمد آن دگر خر شد
به حقيقت بدان كه بحر يكيست * گرچه امواج بىحد و مر شد
* * *
[ 734 ] و إن خرّ للأحجار في البدّ عاكف * فلا تعد للإنكار « 7 » بالعصبيّة
[ 735 ] فقد عبد الدّينار معنى منزّه * عن العار في الإشراك بالوثنيّة
[ 736 ] و قد بلغ « 8 » الإنكار عنّي من يعي * و قامت بي الأعذار في كلّ فرقة
هامش
( 1 ) . در اصل : ديده .
( 2 ) . فر : + ع .
( 3 ) . ال : سوره .
( 4 ) . فر : + صلّى اللّه عليه و سلّم .
( 5 ) . مل : اخيار .
( 6 ) . فر : + بيت .
( 7 ) . ال : في الإنكار .
( 8 ) . در اصل : بلّغ .