بود كه بر مقتضاى « بعثت بالحنيفة السّهلة السّمحة » در اظهار لبوب معنى ، احتياج به صيانت قشور صور غليظه « 1 » نخواهد بود . « 2 »
چو مغز خام بوَد در درونه « 3 » پوست نكوست * چو پخته گشت از آن پس بدان كه پوست بدست
[ 636 ] گمان مبر كه كارخانهء ظهور ، و روز بازار ايالت و حكومت عالم ملك و ملكوت ، از تحت فرمان من خارج افتاده ؛ چه ، هيچ آفريده بىحلقهء عبوديّت من ، بر تخت سيادت و سلطنت ننشست . « 4 »
اگر نه بهر شرعستى كمر بگشايدى جوزا * و گرنه بهر دينستى كجا گشتى چنين گردون
* * *
[ 637 ] و لولاى لم يوجد وجود و لم يكن * شهود ، و لم تعهد عهود بذمّة
[ 638 ] فلا حىّ إلّا عن حياتي حياته * فطوع مرادي كلّ نفس مريدة
[ 639 ] و لا قائل إلّا بلفظي محدّث * و لا ناظر إلّا بناظر مقلتي
[ 640 ] و لا منصت إلّا بسمعي سامع * و لا باطش إلّا بأزلي و شدّتي
[ 641 ] و لا ناطق غيري و لا ناظر و لا * سميع سوائي من جميع الخليقة
اگر نه حبوب حقيقت من در چمن امكان و مرغزار ظهور بودى ، كى شجرهء وجود از او سر برزدى و ثمار شهود بار دادى ؟ و يا كجا عهود امانت
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ
در ذمّت كسى آمدى ؟
[ 638 ] پس بر شاخسار وجود هيچ موجودى ، گل حيات نشكفته ، الّا آنكه از گلستان حيات اغصان من برومند گشته .
و ثمرهء هيچ ارادتى از هيچ نفس ظاهر نشده ، الّا آنكه در تحت دوحهء مراد من باليده شده .
در جمله جهان هيچ گل و سنگى نيست * كز بوى جمال من بر او رنگى نيست
هامش
( 1 ) . ال : غليظ .
( 2 ) . فر : + بيت .
( 3 ) . فر : درون .
( 4 ) . فر : + بيت .