تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
تعرّض قوم للغرام و أعرضوا * بجانبهم عن صحّتي فيه و اعتلّوا
رضوا بالأماني و ابتلوا بحظوظهم * و خاضوا بحار الحبّ دعوى فما ابتلّوا « 1 »
*
چه تاب جرعهء درياكشان عشق آرند * تنگ‌دلان كه هم از بوى بىخبر گردند
* * *
[ 443 ] بمرآة قولي إن عزمت أريكه * فأصغ لما ألقي بسمع بصيرة
[ 444 ] لفظت من الأقوال لفظي غيرة « 2 » * و حظّي من الأفعال في كلّ فعلة
[ 445 ] و لحظي على الأعمال حسن ثوابها * و حفظي للأحوال من شين زينة
[ 446 ] و وعظي بصدق القصد إلغاء مخلص * و لفظي اعتبار اللّفظ في كلّ قسمة
اگر تو عزيمت آن درگاه دارى ، من شاهراه آن را در آيينهء « 3 » قول خود - كه مرآت مثل معارف و حقايق است - به تو مىنمايم . به مسامع بصارت تلقّى كن و اصغاى آنچه بر تو القا مىكنم ، به گوش هوش نماى كه « 4 » « پندت آنگاه كند سود كه عاقل باشى » . [ 444 ] از نظر تعيّن و اعتبار انداختم اوّلا ساير اقوال دعوى احوال را با جميع حظوظى كه از ممرّ افعال متصوّر گردد . [ 445 ] و ديدهء اميد را « 5 » از ملاحظهء محاسن ثوابى كه مترتّب بر صوالح اعمال گردد ، دوختم و از محافظت احوال و اوقات ، از نقايص شين و معايب زينت متبرّى گشته ، قلم بطلان بر جريدهء مدح و ذمّ كشيدم . « 6 »
چند و چند اى دل ملامت‌كش * زين من و ما و زين عمامه و فش
سر مگردان ز خنجر آن يار « 7 » * رخ مپيچان ز تير آن تركش
[ 446 ] و وعظ و نصيحت من در اين طريق آن است كه از سر صدق قصد و خلوص نيّت از شوايب رجا و امنيّت ، متوجّه آن بارگاه عزّت پناه گردى و ديدهء همّت دوربين را
هامش
( 1 ) . فر : + شعر . ( 2 ) . تب و مب در حاشيه : عبرة . ( 3 ) . ال تب : آينه . ( 4 ) . تب : + مصراع ؛ فر : + ع . ( 5 ) . فر ندارد . ( 6 ) . تب فر : + بيت . ( 7 ) . ال : دوست .