و كارزار نكند و غالب نگردد در طهارت و التزام مقدمات اركان ، صلاة شروع نتواند كرد « 1 » .
تو را با ديگران جنگ است و دشمن در بن خانه * بگرد نفس خود برگرد اگر دربند پرخاشى
و ركن سوم از اركان اسلام كه اثر آن به غير عابد مىرسد يعنى زكات ، هم مندرج است در نماز ، چنانچه فحواى فرمودهء :
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
و وجوب قرائت آن ، مشعر است بدين . و اما ركن چهارم يعنى حج كه عبارت از توجه است به صوب مسجد الحرام اشتمال « 2 » نماز بر آن هم ظاهر است ، چنانچه اشتمال آن بر شهادتين و تحقيق آن حاجت بيان نيست .
هرگاه كه اين مقدمه روشن گشت ، معلوم شد كه : نماز عبارت از صورت جمعيت همهء اركان اسلام است . و اين است سبب وجوب نماز مطلقا در ساير ازمنه بر جملهء اشخاص ، چه مناسبت متحقق است ميان آدمى كه صورت جمعيت كل است و ميان اين ركن مخصوص كه صورت جمعيت همهء اركان است و حاصل سخن آن است كه : همچنانچه عبد را در عروج بر مراقى دولت وجود مراتب متفاوت هست كه نهايت آن و تمام جمعيتش « 3 » به انسان مىخوانند ، همچنين عبادت را نيز در مرتبهء تمام جمعيت خود حقيقتى وحدانى هست كه آن را صلاة خوانند . و چون معلوم و مبين است كه اين صورت وحدانى كه جمعيت انسانى بدان « 4 » مرتبهء تمامى يافته قلب « * » است ، هرآينه صورت مقدمه او صلاة « 5 » آمد ، چنانچه صورت احصايى « 6 » هر دو اولا شاهدند « 7 » بر اين معنى . و تمام تحقيق اين سخن را مجالى « 8 » بايد .
شعر حسن چو ديد فلك با زمانه گفت * رخت غريب مىنگرم كز دكان كيست
هامش
( 1 ) - ب : بيت .
( 2 ) - ب : مسجد الحرام اشتمال آن به شهادتين و تحقيق آن .
( 3 ) - ب : به ايشان .
( 4 ) - ب : بر آن .
( 5 ) - ب : قلطا است .
( 6 ) - ب :
اجسامى .
( 7 ) - ب : شاهد معنى .
( 8 ) - ب : محالى مجالى يا بد فرد .
* ( 1 - قلب - 132 . 2 - صلاة - 132 . )