و امتان ايشان واجب و لازم بوده بر « 1 » مقتضاى فرمودهء :
« إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً »
.
و تحقيق اين « 2 » آن است كه : نماز اگرچه يك نوع است از عبادت ، و ليكن چون نيك تأمل كنند جامع همهء اركان اسلام و صور عبادات است ؛ چه بندگى خدا ، يا مبتنى بر اركان عدمى است ، يا اركان وجودى . و معنى اين سخن آن است كه صورت بندگى خدايا « 3 » ترك فعلى چند است كه طبيعت بنده از آن فعلها لذت يابد ، مانند : خوردن و آشاميدن ، چنانچه در عبادت روزه ، يا كردن فعلى چند است كه طبيعت را اقتضاى آن فعلها نباشد و لذت از آن به طبع خود نيابد ، مانند : التزام جهاد و حج و زكات و اركان صلاة . و اين قسم وجودى منقسم به دو قسم مىشود : چه اين عبادت « 4 » وجودى اثر او تجاوز مىكند از عابد « 5 » و به غير او مىرسد ، يا نه . اگر مىرسد حال او از دو بيرون نيست : چه آن اثر يا نفع است كه به مؤمنان مىرسد و آن زكات است ، يا دفع است كه به مخالفان دين مىرسد و آن جهاد است . و قسم اول از وجودى كه تجاوز نمىكند اثر آن از عابد ، هم از دو حال بيرون نيست : چه اين عبادت يا بناى او بر حركت « 6 » مكانى است و آن حج است ، يا بر سكون او و آن نماز است .
و پوشيده نيست كه نماز مشتمل است بر همهء اركان اسلام عند الامعان . اما قسم اول كه روزه است ظاهر است اشتمال نماز بر آن . و قسم دوم كه جهاد است هم در او مندرج است چه مادام كه بنده ترتيب مقدمات جهاد بر مقتضاى فرمودهء : « رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر » نكند « 7 » و به همهء عساكر جوارح و قواى روحانى و جسمانى در قهر و قلع قواى شهوانى و مقتضيات نفسانى بر فحواى فرمودهء : « اعدى عدوك نفسك التى « 8 » هى بين جنبيك « 9 » » . نكوشد
هامش
( 1 ) - ب : و به مقتضاى .
( 2 ) - ب : اين بر آن است .
( 3 ) - ب : خدايى .
( 4 ) - ب : عبارت .
( 5 ) - ب : از ما به دو و به غير او .
( 6 ) - دم : حركات .
( 7 ) - دم : بكند .
( 8 ) - ب : التى بين .
( 9 ) - ن : جنبتيك .