نيز صورت بندد ، و چهارم مقاربت در مكان ، و پنجم مواصلت در زمان .
و اين هر دو نسبت از روى كمال احاطت و تمام جمعيت كه دارند جز اهل حضور را نمىباشد ، از براى آنكه « 1 » جامعاند ميان صورت ظاهر و باطن و ثمرهء اين دو شاخ از شجرهء مقاربت بالغان مرتبهء كمال انسانى ، توان چيدن ، اهالى خانقاه « 2 » رسوم و مدرسهء معهودات علوم از اينها دوراند « 3 » « چه جاى زرگرى آن را كه كيميا آموخت » ؛ و قرب « 4 » اول مفضى « 5 » به طريق حكمت است و ثانى به طريق كتاب چنانچه فحواى فرمودهء :
« وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ »
بدان اشارت كرد و لهذا اشرف اين انواع و اتم ، از روى مقاربت قرب زمانى است كه موجب مواصلت است و به قوت ايادى اكتساب و فنون احتيال تحصيل آن ميسر نگردد و به بذل نقود استعداد و سعى ذهن و قاد به دست نتوان آورد « 6 » . « كيميا در حلقه غيب است در بازار نيست » .
و از اينجاست كه چندان چه اين نوع مقاربت بيشتر مىگردد و زمان حضرت ولايت پناه ختمى نزديك مىشود ، آثار ظهور علم حرف و طريق معنى كتاب كه « 7 » از امهات خصايص شريفهء آن حضرت است ، بر صحايف روزگار واضحتر مىگردد و لوح هر استعدادى از ديگر نقوش شسته شده پذيرايى تسطير اصول آن ، پيدا مىكند « 8 » .
اى نور ديده دور ظهور ولايت است * دفتر در آب شوى چه جاى حكايت است
و هم از اينجاست كه در اين روزگار مبارك چندى از حقايق اوضاع شرعيه به تخصيص صلاة به قدر مساعدت زمان و مطالبت عزايز اخوان صورت « 9 » تبيين مىيابد . و اين ابكار حرمسراى نبوت كه دست استعداد علماى حقايق شعار از دامن ادراك ايشان قاصر بوده چنانچه تصانيف انصاف نشانشان بدان گويا
هامش
( 1 ) - ب : جامعيت .
( 2 ) - ب : و رسوم .
( 3 ) - ب : ع .
( 4 ) - ب :
قربت .
( 5 ) - دم : مفصى .
( 6 ) - ب : ع .
( 7 ) - ن : معنى كه .
( 8 ) - ب : بيت .
( 9 ) - ن : به تبيين .