است در حجلهگاه بيان به قوت مشاطگى اصول مذكوره بر بالغان « 1 » مرتبهء مردى و فتوت كه عبارت از بلوغيت « 2 » نوعى انسانى است كه بعد از بلوغيت جنسى حيوانى متعارف ، صورت مىبندد ، در جلوه مىآرد و قبول آن را « 3 » از طالبان ، اميد مىدارد « 4 » و « اين كار بهاندازهء مردى است كه مرد است » .
و از جملهء صورتهاى اصول مذكوره يكى عقود عددى است كه لبّ هر صورتى است از صور حرفى كه در صحايف اكوان و صفايح « 5 » الوان نقش تكوين و تسطير مىيابد ، چنانچه در غير اين مجال تحقيق آن شده ، هرآينه بنيان بيان بيشتر اين علوم بر قواعد آن نهاده مىشود . پس اولا واجب آمد چندى از اصول آن را روشن گردانيدن بر سبيل تنبيه « در خانه اگر كس است تنبيه « 6 » بس است » .
بر حرفدانان زبان فطرت اللّه و نقشخوانان لوح اصلى صبغة اللّه پوشيده نماند كه ناگزير است « 7 » اينجا از تلويحى كه كاشف باشد از حقيقت نماز بر عرف « 8 » خاص الخاص كه وارثان حضرت « 9 » رسالت پناه ختمىاند :
تلويح - و چون ادب اين زبان و دأب پسنديدهء ايشان آن است كه حقايق را در طى اشارات خفيه ادا كنند « 10 » و در تبيين مقاصد به تمهيد اصول آن اكتفا نمايند تا مسترشد لبيب را در استخراج آن نوع ارتياضى « 11 » بر استنباط حقايق « 12 » انشراحى علمى از صور وجودى حرفى كه بدان فرستاده شدهاند انبياى مرسل به سوى امتان خاص خود و مأمور به ابلاغ همان شده مر ايشان را ، پيدا شدن گيرد و غذاى حقيقت خود را مقصور و محصور بر مستحصلات نظرى و
هامش
( 1 ) - ب : بر آن .
( 2 ) - ن ، دم : نوع . ب : كه عبارت از بلوغيت جنسى صورى متعارف .
( 3 ) - ب : آن را كه .
( 4 ) - ب : مصراع .
( 5 ) - ب :
الوان تكوين .
( 6 ) - ب : يك حرف .
( 7 ) - ب : از اينجا .
( 8 ) - ب : در عرف .
( 9 ) - ب : عارف پناه .
( 10 ) - ن : ادا كنند در تبيين .
( 11 ) - ب : ارتباطى .
( 12 ) - ب : و انشراحى .