اگر دارى سر اين ، پاى درنه * به ترك جان بگو ، چه جاى جان است
و گرنه در سلامت رو كه با تو * سخن گفتن ز دلق و طيلسان است
پس هوشمندان شاهراه طلب را بايد كه به مجرد آنكه شخصى اطراف و جوارح خود را به ظاهر آن عبارات و طاعات بيارايد و دكان افعال را به اشكال فريبندهء مقبولات اعمال ، كه متاع رايج بازار عادتپرستان شهرستان طبيعت است ، زينت دهد ، مغرور نشود « 1 » .
اگر طريق هدايت روى تو شرط آن « 2 » است * كه هر حديث كه خواهى ، ز اهل آن شنوى
و گرنه نان به بهاى كليچه بايد خورد * چو وصف آن تو هم ، از صاحب دكان شنوى
تو « 3 » خود به باغ رو و گوش كن كه سهل بود * اگر فضيلت بلبل ، ز باغبان شنوى
تذنيب در بيان « 4 » معنى سنن وضو و تحقيق هريك از سنتهاى آن :
اولا ببايد دانست كه آدمى را هم « 5 » چنانچه در مرتبهء ظهور رويى آماده شده كه آدم بدان متحقق است و تمام آن در يوسف - عليه السلام - روى نموده چنانچه فحواى فرمودهء « 6 » :
« أَحْسَنَ الْقَصَصِ »
بدان مشعر است ، همچنين در مرتبهء كمال اظهار نيز « 7 » رويى دارد و تمام آن در محمد عربى - صلوات اللّه و سلامه « 8 » عليه و على آله اجمعين - پيدا شده ، چنانچه فحواى فرمودهء : انا افصح از آن افصاح نموده « 9 » ،
هامش
( 1 ) - ب : بيت .
( 2 ) - ن : اين است .
( 3 ) - ن : تو هم به باغ .
( 4 ) - ن : در بيان سنن .
( 5 ) - ب : آدمى را چنانچه .
( 6 ) - دم : يوسف عليه السلام روى نموده چنانچه فحواى فرمودهء انا افصح ( بنابراين نسخه دم فاقد چند جمله است ) .
( 7 ) - ب : روى .
( 8 ) - ن : عليه و آله .
( 9 ) - ب : بيت .