رحمت و غايت تماميش آن است كه هرچه باشد چنانچه هست « 1 » بنمايد ، و آن اثر رحمت رحمانى است « 2 » . و دوم آنكه متوجه يافت ايشان است ، و غايت آن رحمت ، يافت « 3 » و يابندگى هر چيز است خود را و ديگرى را ، و كمال اين نوع آن است كه هرچه باشد چنانچه هست دريابد ، تا نيك را كار بندد و از ميامن آن به درجات سعادت پيوندد و از بد بپرهيزد تا از دركات شقاوت خلاص يابد ، و اين اثر رحمت رحيمى است .
پس چون اين مقدمه مقرر شد ، ببايد دانست كه خلق را در برابر هر رحمتى نوعى از بندگى هست كه بدان استادگى نمايد و شكر آن گزارد ، در « 4 » برابر اثر رحمت رحمانى كه عام است ، عبوديت تسخيرى دارد كه موقوف هيچ فعلى اختيارى و قصدى « 5 » ارادى تكليفى نيست . و در برابر رحمت رحيمى كه خاص است ، عبادت اختيارى دارد كه موقوف حركت ارادى است كه از بنده به اختيار صادر گردد . و از براى اين است كه محل اين نوع عبادت ، انسان عاقل بالغ است كه متصف به اختيار و تميز تواند شد .
و آنچه محل بحث ماست اين نوع عبادت است نه مطلقا « 6 » ، بلكه آن صنف از او كه خاتم الرسالة محمد عربى - صلوات اللّه و سلامه عليه - « 7 » بدان فرستاده شده است بر كافه امم و بر ذمت « 8 » امت كمالى او « 9 » ، همان است كه واجب شده الحالة هذه ، چه هر نبيّى از انبيا كه آمدهاند و آنچه مراد حق است در هر زمانى به قوم آن زمان رسانيدهاند و هم به زبان ايشان آنچه « 10 » مطلوبشان بوده و به زبان استعداد خواستهاند ، با ايشان در ميان نهادهاند ، يكسر رهنمايان راست راه دارالسلام « 11 » سعادتاند و پيشوايان شاهراه بيت المعمور رشد و هدايت .
هامش
( 1 ) - دم : دريابد .
( 2 ) - ب : دوم .
( 3 ) - ن : و يافت . ب : يافت و بندگى .
( 4 ) - ن : در برابر رحمت رحمانى .
( 5 ) - ن : و تصدى .
( 6 ) - ب : مطلقا است .
( 7 ) - ن : عليه و آله .
( 8 ) - ب : بر ذمت كمالى .
( 9 ) - ن : اوست كه واجب .
( 10 ) - ب : ايشان مطلوبشان .
( 11 ) - ن : سعادتاند .