هريك از باده نسبتى ديدند * جمله بين كس نشد ، ز « 1 » راه صواب
و بعد از آن چون رفع موانع كرد و شرائط آن را به واجبى قيام نمود ، در تحقيق مقتضى شروع نمايد « 2 » و اولا شناساى وقت خود گردد و بداند كه چون شمس حقيقت از علو اطلاق خود به سوى تنزل ميلان نمايد و سايهء نمايش او بر بسيط اراضى ظهور و اظهار افتد امتثال فرمودهء :
« أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ »
را « 3 » استادگى بايد نمود ، هرآينه بر مقتضاى فحواى : « ان لربكم فى ايام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها » از خصايص دقايق آن داخل نشود ، و متعرض نفحات حقايق آن گشته مستعد و آمادهء نماز باشد « 4 » .
شكفته شد گل سورى و بلبل آمد مست * صلاى سرخوشى اى صوفيان وقتپرست
و بعد از آن در هرجا كه باشد و هر « 5 » مقامى كه مستقر سكون و اقامت او شود بايد كه وجوه تفرقه شكوه خود را از شغل كثرت يكسو كند و به سوى « 6 » جمعيتآباد مسجد الحرام بر مقتضاى « 7 » :
« وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ »
به روى دل متوجه شود و شروع در نماز كند .
اين است بيان شرائط نماز و تحقيق معانى آن ، آنچه وقت از سر استعجال و توزع بال بدان مسامحت نمود . و هريك را از اين اركان و شرائط بسى علوم و حقايق در ضمن است . ان شاء اللّه تعالى مهلت اظهار آن باشد از وقت بحرمة محمد و آله - صلى اللّه « 8 » عليه و على آله اجمعين - . حاليا آنچه « 9 » استدعاى زبان استعداد ابناى زمان بود ثبت افتاد ، و ليكن « 10 » ،
سرخ گلى غنچه مثالم هنوز * منتظر باد شمالم هنوز
هامش
( 1 ) - ب : به راه .
( 2 ) - ب : و اول .
( 3 ) - ن : ايستادگى .
( 4 ) - ب : بيت .
( 5 ) - ب : در هر .
( 6 ) - ب : به سوئى .
( 7 ) - ب : فرمودهء .
( 8 ) - ب : عليه و سلم .
( 9 ) - ب : حاليا استدعاى .
( 10 ) - ب : بيت .