كون در صدد ظهور مىآيد ، بعد از آنكه حصول اجزا و اركانش از داخل ممهد گشت ، موقوف رفع موانع است از خارج و وجود مقتضى ، و اين هر دو است كه معبر به شرط گشته .
و قسم اول كه رفع موانع است در نماز ظاهر منحصر در سه صورت است : اول رفع نجاست است از هرچه ملاقىگذارندهء نماز بود ، و دوم رفع حدث است چنانچه تحقيق آنها « 1 » در بحث طهارت گذشت ، و سوم ستر مبدأ اينهاست يعنى سوئتين « 2 » ، چنانچه تحقيقش مىآيد . و قسم دوم كه وجود مقتضى است ، در اين نماز منحصر در دو صورت است : يكى از روى احكام زمانى است و آن تحقيق وقت است ، و دوم از روى احكام مكانى و آن استقبال قبله است . و اما تمام تفصيل اين سخن و بيان معنى هريك از روى حقايق ذوقى ، به وجهى كه زبان اشارت بدان گوياست ، آن است كه اول چيزى كه شرط است متوجهان گزاردن نماز حقيقت كه آن را اولا بجاى آرند ، آن است كه جاى نماز را يعنى دل و آنچه ملاقى و ملابس او است از قواى ادراكى او ، چنانچه فرمودهء :
« المصلى يناجى ربه » بدان اشارت كرده ، از نجاست شرك و خاطرى كه شرك آرنده باشد پاك دارد ، و بر مقتضاى فرمودهء :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا »
نگذارند كه درآيد و پيرامون آن گردد . و بعد از آن به آب انابت اعضا و جوارح را از آثار آن شرك بشويند : اولا « 3 » از آثار شرك جلى كه موجب حدث بزرگ است ، و بعد از آن از آثار شرك خفى كه حدث كوچك بر « 4 » آن مترتب مىشود . و بعد از اينها شرطى ديگر آن است كه آن عضوى كه اين شرك از او زاييده مىشود ، يعنى
هامش
( 1 ) - ب : اينها .
( 2 ) - ب : سوستين .
( 3 ) - ب : و الا از آثار .
( 4 ) - ب : بدان .