سوئتين ، به ساترى كه روى نمايش او را پوشيده دارد و احكام اظهارى او را مغلوب گرداند بپوشاند .
و تمام تحقيق اين سخن موقوف نكتهاى است حكمى كه بدان تمام هويدا گردد . و بيانش آن است كه هرچه از اندرون مملكت انسانى « 1 » بيرون مىآيد و اثبات كثرت و دويى مىكند از دو گونه است : يكى آن است كه به اختيار عقل از جوارح عليا بيرون مىآيد ، و آن حقايق وجودى حرفى است كه مظهر كمالات او است و مثبت توحيد حقيقى است « 2 » و مبناى گزاردن نماز بر آن است و نوعى ديگر آن است كه نه به « 3 » اختيار بلكه از سر طبيعت و اضطرار از جوارح سفلى بيرون مىآيد ، و آن اعيان و صور كونى است كه اثبات شرك و دويى « 4 » مىكنند و موجب حدث مىشوند كه مانع نماز است . و اين هم دو نوع است : يكى آن است كه آن عين خارجى كه جدا شده ، مادهء مثل مىتواند « 5 » شد و بيرون آمدن او موجب حدث بزرگ است و اثبات مثل مىكند كه شرك جلى است ، يعنى منى . و نوعى ديگر آن است كه آن عين خارجى صلاحيت آن ندارد كه مادهء مثل گردد ، چون « 6 » بول و غايط ، و ليكن چون « 7 » ابراز خارجى از آن جمعيت وجودى كرده ازاينرو اثبات شرك خفى مىكند و موجب حدث كوچك مىشود . پس هركس را تا كدام طرف غالب آمده « 8 » .
كارى عجب اوفتاد « 9 » ما را * پيمانهء زهر و انگبينيم
و صورت اين « 10 » سوئتين به زبان اشارت به حسب اذواق طالبان مىگردد « 11 » از شهوت و غضب و وهم و خيال و مقدمتين و قوتين نظرى و عملى و فكر و حدس و كونين و مدركين الى غير ذلك « 12 » .
هامش
( 1 ) - ب : ايشان .
( 2 ) - ب : حقيقى و .
( 3 ) - ب : نه اختيار .
( 4 ) - ب : دويى مىكند .
( 5 ) - ب : تواند .
( 6 ) - ب : و چون .
( 7 ) - ب : از خارجى .
( 8 ) - ب : فرد .
( 9 ) - ن : اوفتا .
( 10 ) - دم ، ب : و صورت سوئتين .
( 11 ) - ب : مىكرد .
( 12 ) - ب : فرد .