كه ممتاز از مصلى « 1 » نيست در ظهور و از اينجاست كه « اللّه اكبر » كه اول ركنى است از اركان قولى اظهارى و ازاينرو صورت او واقع شده حكم وحدت در او سرايت نموده ، و هر دو را در عقدى واحد جمع كرده است ، چنانچه تحقيق آن بيايد . و اما حكم « 2 » اجمال از براى آنكه صورت شخصى نماز در نيت به اجمالها هست . و اما تأثير از جهت آنكه نماز حركتى اختيارى است و در صناعت حكمت مقرر شده كه باعث بر آن حركت ، صورتى « 3 » است از او عقلى و خيالى كه در باطن متحرك باشد و آن حركت بىآن صورت اندرونى نتواند بست . و اما بيان اشتمال طرف كثرت بر « 4 » مقابلات اين احكام مذكوره ظاهر است . و از جملهء وجوه تطابق يكى ديگر آنكه از اجتماع آن دوطرف و امتزاج ايشان ، نماز كه صورت تمام اظهار است ، صاحب وحدت جمعى كمالى مىگردد و مطابق صورت تمام ظهور كه واحد به وحدت حقيقى است مىشود . « 5 »
وحدتى نى كه در شمار آيد * يا به عقل و خيال « 6 » يار آيد
بلكه آن وحدتى كه او داند * ذات خود را بدان « 7 » همو خواند
گفتار دوم - در بيان اركان كمّى « 8 » نماز و تحقيق اعداد آن و اين مشتمل بر دو وصل آمد .
وصل اول - در بيان كميت اركان و اعداد آن « 9 » اجمالا :
در مقدمه همانا معلوم شده باشد كه عقد هفت است كه اعيان و اكوان « 10 » عالم بتمامه اولا بر صحايف ظهور و اظهار بر مقتضاى فرمودهء :
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ
هامش
( 1 ) - ب : مصلحت .
( 2 ) - ب : اما اجمال .
( 3 ) - ب : بى آن صورت اندرونى صورت اندرونى نتواند بست .
( 4 ) - ب : و معاملات .
( 5 ) - ب : بيت .
( 6 ) - ب : ياد .
( 7 ) - ب : همون .
( 8 ) - ب : يكى .
( 9 ) - دم : مجملا .
( 10 ) - ب : اولا بتمامه .