تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
به دنيا آمد و در همان‌جا درگذشت و خاكش هم در آنجاست . تاريخ وفاتش بتحقيق معلوم نيست باختلاف 255 ( فصل الخطاب خواجهء پارسا ورق
b
20 . كشف - الظنون 1 / 938 ) و 285 ( ماسينيون : دايرة المعارف الإسلامية ، ذيل الترمذى ) و حدود 320 ( الاعلام زركلى 7 / 156 ) ضبط كرده‌اند . حكيم ترمذى در احوال خود رساله‌يى نوشته است بنام « به دو شأن ابى عبد اللّه » ( كه به همراه ختم الاولياء او ص 14 - 32 چاپ شده است ) كه هر چند از نظر سير فكرى و روحى او مفيد است ولى از سنوات و سوانح حياتش چيز مهمى بدست نمىدهد . از مشايخ صوفيه صحبت ابو تراب نخشبى و احمد خضرويه و ابن جلاء و يحيى بن معاذ را دريافته است ( طبقات الصوفيهء سلمى / 217 . تذكرة الاوليا / 524 ) . و ابو بكر وراق و ابو على جوزجانى به ديدار و صحبت او نايل آمده‌اند ( تذكرة الاوليا / 534 ، 535 ، 562 ) . حكيم ترمذى در باب ولايت عقايدى خاص داشت و به همان سبب چندى از ترمذ رانده شد . او نخستين كسى است كه در باب حروف و اثر آنها سخن گفته است . ازو آثار بسيارى در تصوف و حديث و كلام باقى مانده است كه مشهورترين آنها ختم الاولياء و نوادر الاصول است ( رك : مقدمهء عثمان اسماعيل يحيى بر ختم الاولياء / 39 - 92 ) . كه برخى از آنها بطبع رسيده است : نوادر الاصول فى معرفة اخبار الرسول ( آستانه 1294 ق ) ، بيان الفرق بين الصدر و القلب و الفؤاد و اللب ( قاهره 1958 ) و ختم الاولياء ( بيروت 1965 ) . افكار حكيم ترمذى در نقشبنديان اثر بسيار داشته است چنان كه در همين رسالهء قدسيه مىبينيم ( و نيز : انيس الطالبين ورق
b
15 و نفحات الانس / 118 - 119 ) خواجه بهاء الدين به روحانيت حكيم ترمذى توجه داشته است . اقوال حكيم نيز در آثار نقشبنديه بسيار نقل شده . خواجهء پارسا گذشته از قدسيه در فصل الخطاب نيز سخنان حكيم ترمذى را از نوادر الاصول و ختم الاولياء فراوان نقل كرده است . ص 25 س 6 . اثر آن توجه ظهور بىصفتى محض بودى - از سخنان حكيم ترمذى است در باب بىصفتى كه گويد : « هر كه را يك صفت مانده بود چون مكاتبى بود كه اگر يك درم بر وى باقى بود او آزاد نبود و بندهء