بهاء الدين خوش آمدى قوى محل است مدتى است كه به جهت خمدان هيزم دروده شده است كس نيست كه هيزم را نزديك خمدان آرد و حال آنكه هيزم خار مغيلان بود بر پشت برهنه آن هيزم را به خمدان مىآورم و دايم شكر مىگويم » ( انيس - الطالبين . لغتنامهء دهخدا )
« در آن اوقات خواجه در حجرهء خمدان مولانا عارف كلال در محلت گاوكشان با اصحاب صحبتها مىداشتند » ( انيس الطالبين ورق
b
45 )
ص 24 س 3 . تتق -
چادر و پردهء بزرگ ( برهان قاطع ) سراپرده ( غياث اللغات ) اين لفظ عربى نيست و در هيچ كتاب لغت عربى ضبط نشده . تركى هم نيست . و فارسى هم نمىتواند باشد براى اينكه حرف قاف دارد كه در فارسى نيست . پس باقى مىماند اين احتمال كه اصل كلمه فارسى تتغ با غين بوده و اشتباها با قاف نوشته مىشود ( لغتنامهء دهخدا . بنقل از فرهنگ نظام )
جملگى بر زنده از روى افق * از برون پرده كرده يك تتق
( اشترنامه عطار / 181 )
« زيور منور روز از اطراف جهان فروگشودند و تتق ظلام شب بر رواق افق بستند » ( مرزباننامه . طبع ليدن / 51 )
« از پس تتق عزت چندين هزار حجاب نورانى واسطه بود » ( مرصاد العباد / 120 ) « تتق عزت از پيش جمال صمديت براندازد » ( ايضا / 224 ) .
هزار نكهت گل در چمن تتق بندد * افق ز عكس شفق رنگ گلستان گيرد
( حافظ . طبع قزوينى ص قكز )
خيمه برون زد ز حدود جهات * پردهء او شد تتق نور ذات
( تحفة الاحرار . هفت اورنگ / 379 )
دوش كه چون نور يقين در گمان * روز شد اندر تتق شب نهان
( ايضا / 389 )
ص 25 س 5 . خواجه محمد على حكيم ترمذى -
ابو عبد اللّه محمد بن على بن حسن ( يا : حسين ) بن بشر معروف به حكيم ترمذى از عالمان و عارفان قرن سوم هجرى است كه در اوائل آن قرن در ترمذ