تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
عيسايى است كه در 261 در گذشته است . از تاريخ وفات ابو يزيد دوم بىاطلاعيم . و على الظاهر بايد يك قرن پس از بايزيد اكبر مىزيسته بوده باشد . و اينكه قائلين به معاصرت ابو يزيد و جعفر صادق گفته‌اند 261 سال وفات ابو يزيد اصغرست خطاست . چه دليلى استوارتر از روايت ابو عبد الرحمن سلمى كه از عبد اللّه بن على روايت كرده است از همان طيفور بن عيسى ( بايزيد دوم ) از عمى بسطامى از پدرش كه بايزيد در 261 درگذشته است . پس وقتى خود ابو يزيد دوم ( يا اصغر ) با دو واسطه روايت مىكند كه ابو يزيد بسطامى در 261 درگذشته است ، خود او نمىتواند در 261 مرده باشد ! بنابراين وفات ابو يزيد بسطامى اكبر پيش از 261 نبوده است . و لذا چنين كسى نمىتواند معاصر و مصاحب امام جعفر صادق ( 80 - 148 ) بوده باشد . خلاصه تعدد ابو يزيد نيز چارهء راه نيست و دفع آن تناقض‌گويىها را نمىكند . و براى اثبات معاصرت بايزيد و امام ، برهانى بىبنيان و دليلى نااستوار است . * * * راست آنست كه در ميان وفات امام صادق و تولد بايزيد فاصله‌يى بوده است حدود 20 سال . و آن دو هيچ‌گونه همزمانى نداشته‌اند . بعلاوه ابو يزيدى كه صاحب چنان شطحاتى است ، نمىتواند هم‌زمان امام صادق باشد . بدليل همان شطحات . زيرا زمانهء آن گونه سخنان هنوز فرا نرسيده بود . تصوف در آن عصر تزهد بود و ترك دنيا و مراقبت سنت و ملازمت شريعت . و آن تصوف زاهدانه هنوز با عرفان هندى و بودايى و . . . آشنا نشده بود . و خبرى از حلول و اتحاد و وحدت وجود و . . . نبود . پس بايزيد « سبحانى ما اعظم شأنى » گو مسلما نبايد از آن عهد باشد . در قرن نهم و دهم كه صوفيان شيعى و شيعيان متصوف كوشش داشتند كه هر يك از مشايخ قديم را به خدمت يكى از ائمه برسانند و بدين گونه پيوند تشيع و تصوف را استوار سازند ، به اين قضيه فروچسبيدند و بدان شاخ و برگها دادند ، و بر سر آن بحثها كردند . نقشبنديان اكثرا معتقداند كه تربيت بايزيد از امام صادق تربيت روحانى بوده است ، و آنان هيچ معاصرتى نداشته‌اند .