و أدت امانات و حلت مقامها * و عادت الى عود و مالت لرجعة
فعلت لها حال الرجوع اليهم * و شوقى اليها مثل شوقى لجنة
ايا نسمه ان حبيب اعتاب فايق * على الناس فى حكم و عدل و حكمة
ففى بلغتى منى اليهم تحيتى * سلام عليكم من سلام و مؤمنه
انا خير اولاد البحر البريه * سأسعى اليكم سعى ساع مهروليه
223
بروحى و جسمانى و قلبى و جملتى * الى حى احبابى و حربى و شيفتى
غزل فارسى
1
خورشيد رخت چو گشت پيدا * ذرات دو كون شد هويدا
مهر رخ تو چو سايه انداخت * زان سايه پديد گشت اشيا
هر ذره ز نور مهر رويت * خورشيد صفت شد آشكارا
هم ذره به مهر گشت موجود * هم مهر به ذره گشت پيدا
درياى وجود موج زن شد * موجى بفكند سوى صحرا
آن موج فروشد و برآمد * در صورت و كسوت دلارا
بر رست بنفشه معانى * چون خط خوش نگار رعنا
بشكفت شقايق حقايق * بنمود هزار سر و بالا
اين حمله چه بود عين آن موج * و آن موج چه بود عين دريا
هر جزو كه هست عين كلست * پس كل باشد سراسر اجزا
اجزاء چه بود مظاهر كل * اشياء چه بود ظلال اسماء
اسماء چه بود ظهور خورشيد * خورشيد جمال روى « 1 » و الا -
صحرا چه بود زمين امكان * كآنست كتاب حق تعالى
اى مغربى اين حديث بگذار * سرد و جهان مكن هويدا
اين غزل فقط در نسخه لندن بود
هامش
( 1 ) - ملك و سپه - ذات .