باقى است . و شيخ الاسلام ، قدّس اللّه روحه ، فرمود كه پيش از آنكه آنجا خانقاه ساخته شد ، شبها آنجا مىرفتم و به اوراد و اذكار مشغول مىشدم ، و همه شب نور ازآنجا مىيافتم كه مىتافت .
ديگر در فضيلت آنكه بندهء كمينه را استماع افتاد از حاجى صالح ، كه خادم شيخ عبد اللّه بليانى بود ، كه گفت : بعد از وفات شيخ على ، رحمة اللّه ، شبى به واقعه ديدم كه شيخ على ، رحمة اللّه عليه ، در سر آن كوه بود كه به نزديك خانقاه علياست ، و روى به قبله ايستاده بود و به دست اشارت مىكرد به شهر و به آواز بلند اين كلمات مىگفت كه « هر كس كه خداى مىخواهد بياييد به اينجا . » و اين نقل از حاجى صالح در روزى شنفتم كه به خانقاه عليا آمده بود و جماعتى درويشان به مراسم اربعين در خلوت بودند ؛ گفتند : اين جمعيت از تأثير آن خواب است كه من از پيش ديده بودم .
ديگر فضيلت آنكه بندهء كمينه را استماع افتاد از حاجى محمد جمال كه گفت :
شنيدم از حاجى نجم الدين قصّاب كه گفت : به واقعه ديدم كه در اين كوه كه خانقاه عليا نزديك آن است ، به خطّى به غايت بزرگ اين كلمات نبشته بود : يا حىّ يا قيّوم ، يا ذو الجلال و الإكرام ، يا لا إله إلّا أنت . و هم در خواب مرا فرمودند كه در اين دامن كوه ، مقام شريف و موضعى و مزارى بزرگوار خواهد بود . بعد از چند سال ، خانقاه عليا ساخته شد .
ديگر در فضيلت آن ، بندهء كمينه را استماع افتاد از حاجى محمد كه گفت : شنيدم از درويش ابو بكر بن احمد ، كه از مريدان خاص شيخ عبد اللّه بود و او را « بيچاره » مىگفتند ، گفت : شبى به واقعه ديدم كه حق تعالى فرمودى كه هر كس كه طلبكار ماست گو مرا از اينجا طلب كن . و اشارت بدان موضع كرد كه امروز خانقاه علياست .
ديگر در فضيلت آن ، بندهء كمينه را استماع افتاد از درويش جانباز ، رحمة اللّه عليه ، كه گفت : در آن زمان كه خانقاه عليا بنا كردند ، جماعت درويشان آنجا به خلوت نشستند . شبى به واقعه ديدم كه خانهاى بلند مربّع كه جامه سياه در آن
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى ) — صفحة 222
مساهمون: محمود بن عثمان
ص٢٢٢