بيت
هر طربى كه در جهان گشت نديم كهترى * 127 مىبرمد ازو دلم چون دل تو ز مقدرى
و در غزلى ديگر بيان مىفرمايد :
اگر دلت ببلاى غمش مشرح « 1 » نيست * 128 يقين بدان كه تو در عشق شاه مختصرى
ز رنج گنج بترس و ز رنج هر كس نى * كه خشم حق نبود همچو كينهء بشرى
و در غزلى ديگر در صفت اين حال و بيان تسليم و رضا مىفرمايد :
مجوى شادى چون در غمست ميل نگار * 129 كه در دو پنجهء شيرى تو اى عزيز شكار
و همچنان رجا ، كه از صفات مسيحيست عليه السلام ، مقاميست كه سالك سبيل حق را بايد كه از لوازم ذات گردد ، كما قال الشيخ عثمان : « الخوف من عدل اللّه و الرجاء من فضله تعالى ، اما مع الخوف » ، چنان كه هيچ يكى را بر يكى ترجيح و تفضيل « 2 » نباشد ، كما قال : « لو وزن خوف المؤمن و رجاؤه به ميزان تربص لاعتدلا » ، چه اگر رجا بر خوف غالب باشد امنى نه به جايگاه لازم آيد ، كما قال عز من قائل :
« إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ »
. پس رجا غايت حسن ظن « 3 » و كمال يقين و قوة وثوقست بلطف و رحمت حق عز اسمه ، كما قال عز من قائل :
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ »
الآيه ، و اين هر
هامش
( 1 ) - خ ل : مفرح
( 2 ) - در اصل : تفصيل
( 3 ) - در اصل : حسن و ظن