جان به فداى عاشقان خوشهوسيست عاشقى * 122 عشقپرست اى پسر باد هواست ما بقى
و باز مىفرمايد قدسنا اللّه بسره العزيز :
عاشق شو و عاشق شو و بگذر ز حميرى 123 « 1 » * سلطان بچهاى آخر تا چند اسيرى
و هم حضرتش مىفرمايد بيض اللّه وجهه :
عمر كه بىعشق رفت هيچ حسابش مگير * 124 آب حياتست عشق در دل و جانش پذير
چون درين مقام حضرت ايشان را كلمات بسيارست بدين مقدار اقتصار افتاد .
و اما در تقرير آنكه خوف و خشيت و رجا و بسط كه اولياى كمل را در سلوك حادث مىشود از چه سببست و بيان آنكه حضرت خداوندگار ما قدس اللّه سره العزيز درين قسم چگونه سلوك فرموده بود و كلمات روحافزا بيان كرده ، اگر سائلى پرسد كه خوف و خشيت اولياء كمل را از چه سبب لازم مىآيد چون در نص كلام مجيد در حق ايشان صادر گشته است :
« أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
. بدان وفقك اللّه تعالى كه ولايت مؤمن را سوريست از عنايت كه محيط مىگردد و از هجوم وساوس نفس ايمن مىگرداند و بر صراط مستقيم استقامت مىدهد و از خوف انحطاط بازمىرهاند و حقيقت خوف بر سه قسمت : خوف عامست و خوف خاص و خوف اخص ، خوف عام از خشيت كثرت معاصى و ارتكاب گناه و بيم خطاب و عقابست و خوف خواص از بيم هبوط و بعد از مقام
هامش
( 1 ) - خ ل . بگذار ز حيرى