اى دريغا اى دريغا اى دريغا اى دريغ * بر چنان چشم نهان چشم عيان بگريسته
شه صلاح الدين برفتى اى همام گرم رو * هم كسى بايد كه داند بر كسان بگريسته
بر صلاح الدين چه داند هركسى بگريستن * از كمان جستى چو تيرى و آن كمان بگريسته
اين رباعى را نيز مولانا دربارهء صلاح الدين گفته ( رباعيات حضرت مولانا چاپ استانبول ص 91 ) :
انوار صلاح دين برانگيخته باد * در ديده و جان عاشقان ريخته باد
هر جان كه لطيف گشت از لطف گذشت * با خاك صلاح دين درآميخته باد
و نيز در مقطع غزلى گفته است :
اين عنايت شه صلاح الدين بود كه يوسفست * هم عزيز مصر بايد مشتريش اندر مراد
شرح
( 326 ) ص 142 س 4 : نه سال تمام ، مؤلف اندكى پس ازين در صحيفهء 145 س 12 « مدت ده سال تمام » نوشته است و ناچار يكى ازين دو حساب درست نيست و پس ازين خواهد آمد كه در ولدنامه نيز ده سال ضبط شده است .
( 327 ) ص 142 س 15 :خوشتر آن باشد كه سر دلبران، رجوع كنيد