لطيفه خاتون هر سه به اندازهاى بمولانا نزديك بودند كه بىپرده پيش او مىرفتند و ازو رو نمىگرفتند و چون بسن شوهر رفتن رسيدند مولانا جهيز ايشان را از راه كرامت فراهم كرد و هديه خاتون را بزنى بنظام الدين خطاط كه از خوشنويسان معروف زمان بود دادند .
شرح
( 320 ) ص 139 س 18 : در عين كمال رسيده ، در اصل چنينست اما پيداست كه « در » زائدست و بايد « عين كمال رسيده » باشد .
( 321 ) ص 140 س 12 :ناگهان شد صلاح دين رنجور، رجوع كنيد به ولدنامه ص 109
( 322 ) ص 140 س 17 : از سر بالشين ، در اصل چنينست اما در ص 110 نسخهء چاپى ولدنامه « از سر بالشش » آمده و البته اين درستست .
( 323 ) ص 141 س 4 :رفت آن طاوس عرشى سوى عرش، رجوع كنيد به مثنوى چاپ علاء الدوله ص 625 س 10 .
( 324 ) ص 141 س 6 : هرچه تمامت ، در اصل چنينست اما پيداست كه « هرچه تمامتر » بوده و بدينگونه تحريف كردهاند .
( 325 ) ص 141 س 10 :اى ز هجران و فراقت آسمان بگريسته، اين غزل در نسخهء كليات چاپ لكنهو ص 756 بدينگونه آمده است :اى ز هجرانت زمين و آسمان بگريسته * در ميان خون نشسته عقل و جان بگريسته