شرح
( 94 ) ص 43 س 16 :شهوت دنيا مثال گلخنست، مثنوى چاپ علاء الدوله ص 329 ص 10 .
( 95 ) ص 43 س 18 :إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ، سورة النحل آيهء 128 .
( 96 ) ص 43 س 20 : تقصى توان نمودن ، مىبايست در اصل « تفصى توان نمودن » بوده باشد .
( 97 ) ص 43 س 12 : و او را اطوار ، ظاهرا در اصل « و از اطوار » بوده است .
( 98 ) ص 44 س 16 :ببرد عقل و دلم را براق عشق معانى، از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو ( ص 951 ) چنين آمده :ببرد عقل و دلم را براق عشق معانى * مرا مپرس كجا برد آن طرف كه ندانى
بدان رواق رسيدم كه ماه چرخ نديدم * بدان جهان كه جهانهم جدا شود ز جهانى
يكى دميم امان ده كه عقل من به من آيد * بگويمت صفت جان تو گوش دار كه جانى
و ليك پيشتر آ خواجه گوش بر دهنم نه * كه گوش دارد ديوار وين سرست نهانى
عنايتست ز جانان چنين غريب كرامت * ز راه گوش درآيد چراغهاى عيانى
رفيق خضر خرد شو بسوى چشمهء حيوان * كه تا چو چشمهء خورشيد روز نور فشانى
چنان كه گشت زليخا جوان بهمت يوسف * جهان كهنه بيابد ازين ستاره جوانى