تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه مولانا جلال الدين مولوى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
شرح
( 94 ) ص 43 س 16 :شهوت دنيا مثال گلخنست، مثنوى چاپ علاء الدوله ص 329 ص 10 . ( 95 ) ص 43 س 18 :إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ، سورة النحل آيهء 128 . ( 96 ) ص 43 س 20 : تقصى توان نمودن ، مىبايست در اصل « تفصى توان نمودن » بوده باشد . ( 97 ) ص 43 س 12 : و او را اطوار ، ظاهرا در اصل « و از اطوار » بوده است . ( 98 ) ص 44 س 16 :ببرد عقل و دلم را براق عشق معانى، از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو ( ص 951 ) چنين آمده :ببرد عقل و دلم را براق عشق معانى * مرا مپرس كجا برد آن طرف كه ندانى بدان رواق رسيدم كه ماه چرخ نديدم * بدان جهان كه جهانهم جدا شود ز جهانى يكى دميم امان ده كه عقل من به من آيد * بگويمت صفت جان تو گوش دار كه جانى و ليك پيشتر آ خواجه گوش بر دهنم نه * كه گوش دارد ديوار وين سرست نهانى عنايتست ز جانان چنين غريب كرامت * ز راه گوش درآيد چراغهاى عيانى رفيق خضر خرد شو بسوى چشمهء حيوان * كه تا چو چشمهء خورشيد روز نور فشانى چنان كه گشت زليخا جوان بهمت يوسف * جهان كهنه بيابد ازين ستاره جوانى