ابيات بدين صورت در كليات چاپ لكنهو نيست اما غزلى ديگر هست ( ص 820 ) به همين وزن و قافيه كه ابيات آن بسيار شبيه به اين ابياتست بدينگونه :
گر ساعد توحيد ترا همنفسستى * اين باده به پيشت همه باد و هوسستى
ور طاير قدسى سوى باغ تو پريدى * سيمرغ فلك بر شكرت چون مگسستى
گر فرقى از آن زلف چو صحبت بدميدى * اين روز جهان در نظرت همچو شبستى
گر در تك درياى دلت موج ربودى * كونين به پيشت همه خاشاك و خسستى
گر جان تو در مملكت عشق خزيدى * كى روز و شبت ترس ز مير و عسستى
گر لشكر معنيت مسخر شده بودى * تسخير جهانت همه در يك نفسستى
در آتش عشقت دلت از سوخته بودى * كى روز و شبت آرزوى يك قبسى
اين عالم كثرت اگرت خوش ننمودى * كى نور تو از نور خدا مقتبسستى
طفل دل ما را سبق نور بدادند * ورنه چو شما مانده ميان عسستى