« الإيمان يقين كلّه »
دلالت مىكند بر آن .
و اين معنى از براى تقريب « 1 » فهم تمثيلى « 2 » باشد « 3 » مثلا ناظر به اثر قبل الطلوع « 4 » به يقين فهم كند وجود آفتاب را چون شعاع آفتاب بر قلهء كوهى بتابد و ناظر آن نور را بينند به عين اليقين به وجود ( ب ) « 5 » آفتاب دانا شود و چون قرص خورشيد طلوع نمايد ( آ :
برگ 81 الف ) به حقيقت خورشيد بينا گردد ، همچنين مكاشف توحيد افعال را ( ت ) وحدت حق تعالى به كشف علم اليقين حاصل آيد چنان كه مستدل را به استدلال از اينجاست كه مشايخ طريقت ( گ ) « 6 » فرمودهاند .
« اليقين اوّل قدم المريد الصّادق و آخر قدم الفقيه الزّاهد »
و مشاهد « 7 » اتحاد صفات را وحدت حقتعالى عين اليقين شود و معاين وحدت ذات را وجود قديم حق تعالى حق اليقين گردد و بعضى را سه روز شهود بود و بعضى را در شبا روزى هفتاد هزار بار مشاهده باشد « 8 » و بعضى را گاهگاه شهود دست دهد ، يا « 9 » حبيب لبيب « 10 » .
اولياء اللّه اوّل به معنى عارف شوند از عين بصيرت « 11 » چنان كه اين حديث مبيّن است كه :
« إذا أراد اللّه بعبد خيرا فتح بصيرته « 12 » »
آنگاه لفظى به ازاء آن معنى « 13 » وضع كنند به خلاف اهل ظاهر كه اوّل تصحيح لفظ كنند آنگاه تصحيح معنى از لفظ ليكن اهل اللّه گاه معنى « 14 » در لفظ مىآرند « 15 » كه آن « 16 » لفظ موافق ظاهر شرع باشد و گاه در لفظى كه موافق باطن شرع باشد « 17 » عن
هامش
( 1 ) آ : تقريت . گ : معنى را .
( 2 ) ب : ندارد .
( 3 ) آ : بود .
( 4 ) گ : آفتاب قبل الطلوع
( 5 ) ب : برگ 71 الف .
( 6 ) گ ، ل : طريقت قدس اللّه اسرارهم ، گ : ص 456 ، ت : برگ 60 الف .
( 7 ) ب : ندارد .
( 8 ) آ ، ب : شود ، ن ، ل : باشد .
( 9 ) آ : با .
( 10 ) ب : ندارد .
( 11 ) ن : به صورت .
( 12 ) از ب حاشيه برگ 71 الف يعنى بينائى دل براى حديث قب : در بيان آداب مبتدى و طالبان حضرت صمدى ، برگ 202 الف . اللئالى المصنوعة ، ص 61 .
( 13 ) ت ، گ ، ل : اين ( معنى ندارد ) .
( 14 ) ل ، ن : معنى را .
( 15 ) ن : ندارد .
( 16 ) گ : ندارد .
( 17 ) آ ، ب ، ت ، ل : ندارد . گ : « و گاه در . . . . باشد » ندارد .