بسايط مفردات « 1 » و مركبات و آن خلقى « 2 » كه ذكر كرده شد « 3 » انسان كبير است كه عالم كبير « 4 » خوانند .
و امّا انسان صغير كه عالم صغير است عبارت بود از نوع بشر كه « 5 » خليفه است در ارض و انسان « 6 » صغير را نيز ظاهرى و باطنى باشد ظاهر او نسخهء « 7 » منتخبهء « 8 » است از ظاهر انسان كبير چنانك « 9 » ولد از والد و باطن او « 10 » روح جزئى « 11 » و عقل جزئى « 11 » و نفس جزئى و طبيعت جزئى « 11 » بود .
و اوّل ( ب ) « 12 » شخصى كه روح « 13 » در وى ظهور كرد آدم بود عليه السّلام و اوّل شخصى كه نفس در وى « 14 » هويدا گشت حوا باشد عليها الرّحمة .
و از تعلق روح به جسم قلب و نفس پديد آمد و اين قلب برزخ است ميان روح و نفس ( ل ) « 15 » و « 16 » از اينجاست كه روح گويند نفس را و قلب را و برعكس نيز گويند چنان كه عقل گويند روح را و عقل را اسما بسيار است .
قال بعض المشايخ .
« للعقل ألف اسم و لكلّ اسم ألف اسم و أوّل كلّ اسم منه ترك الدّنيا « 17 » »
( آ : برگ 43 ب ) و يكى از آن اسماء قلم است زيرا كه عقل كل سبب « 18 » اخراج كلمات الهيه است از عين جمع ذات و به مقام تفصيل صفات ( ت ) كه آن نفس كليه باشد و لوح محفوظ اين نفس كليه بود و چنان كه روح را نورانيت است « 19 » كه عقل اوّل مىخوانند « 20 »
هامش
( 1 ) - ت ، گ ، ل ، ن : ندارد .
( 2 ) - ل ، ن ، گ : خلق .
( 3 ) - گ : « كه ذكر كرده شد » ندارد .
( 4 ) - و العالم الإنسان الكبير ، ابن عربى ، الفتوحات المكية ، ج 3 ، ص 11 . فالانسان مجموع العالم و هو الانسان الصغير ، ج 3 ، ص 11 . ن : كبيره .
( 5 ) - گ ، ل ، ن : كه او .
( 6 ) - گ : اين انسان .
( 7 ) - آ ، ن : نتيجه .
( 8 ) - گ ، ل : منتخبه .
( 9 ) - گ : چنان كه .
( 10 ) - ل : از .
( 11 ) - ، ت ، گ ، ل ، ن : جزوى .
( 12 ) - ب : برگ 39 ب .
( 13 ) - گ : نفس ( بجاى روح ) .
( 14 ) - ل ، ن : ندارد .
( 15 ) - ل : برگ 30 ب .
( 16 ) - گ ، آ ، ن : ندارد .
( 17 ) - گفته سهل بن عبد اللّه التسترى ( شوشترى ) كه اسمش حاتم بن عنوان يا حاتم بن يوسف و كنيت وى ابو عبد الرّحمن و همصحبت عارف شهير شفيق بن ابراهيم و استاد شيخ احمد بن خضرويه و در يكى از قريه ( واشجرد ) ماوراءالنّهر به سال 237 هجرى جهان را بدرود گفت . پاورقى عوارف المعارف ترجمه اردو ، ص 67 ) .
( 18 ) - آ ، ت : ندارد .
( 19 ) - ب : ندارد ، ت : برگ 37 الف .
( 20 ) - ب : مىنامند ، ل : ندارد .