فى النّار الف سنة و تضرب كل يوم الف سوط من الجوع و الف سوط من العطش ثمّ اخرجها و قال لها من أنا و من أنت ؟ قالت :
أنا العبد الضعيف العاجز « 1 » المسكين و أنت لا إله « 2 » الملك الجبار لا إله الّا انت هذا و كما جاء « 3 » .
و بعضى از حكماء و علماء مىگويند كه نفس جسم لطيف است و بعضى مىگويند كه مخلوقى « 4 » است از ملكوت سفلى مثل شياطين كه طبع ايشان نيز « ابا و استكبار » « 5 » اقتضا كند چنانچه طبع نفس كما جاء فى الشرع « 6 » :
« إنّ اللّه تعالى « 7 » لمّا « 8 » خلق ( آ : برگ 42 الف ) ( ن ) « 9 » النفس ، قال لها :
اقبلى ، فادبرت ، و قال لها ادبرى ، فاقبلت « 10 » .
پس ( ت ) نفس ضد عقل آمد تا داعى بود بشرور چنانك « 11 » عقل و روح مخلوق است از ملكوت علوى تا داعى به خيرات « 12 » باشد و بعضى ( ل ) « 13 » گفتهاند كه نفس چهار است و بعضى سه گفتهاند « 14 » و بعضى دو گويند و ليكن صحيح آن است « 15 » كه نفس يكى است و اطلاق اسامى كثيره بر نفس به حسب كثرت صفات اوست « 16 » در منازل مختلفه .
هامش
( 1 ) ل : الفاجر .
( 2 ) گ : و انه الا له .
( 3 ) ب : حاشيه برگ 38 الف يعنى حضرت حق تعالى هرگاه كه آفريد نفس را گفت كيستم من و كيستى تو ؟ و گفت من من و تو تو . بعده مأمور گشت نفس كه معذب گردد در دوزخ به هزار سال بعده كشيدند ديگر ، پس بدر آورد او را و گفت مر او را درآ كه كيستم من و كيستى تو ؟ گفت من من و تو تو ، پس امر كرد او را كه محبوس گردد در دوزخ به هزار سال و زده شد هزار تازيانه از گرسنگى و هزار تازيانه از تشنگى بعده درآورد او را و گفت كه كيستم من و كيستى تو ؟ گفت من بنده ضعيف عاجز مسكينم و تو الهى پادشاهى جبارى كه نيست شيخ الهى مگر تو .
( 4 ) ل ، گ : مخلوق است .
( 5 ) قرآن مجيد 2 : ( سورة البقرة ) : 34 . خواجه عبد اللّه انصارى ، كشف الاسرار و و عدة الابرار ، ج 1 ، ص 145 .
( 6 ) ل : الشرع .
( 7 ) ن : ندارد .
( 8 ) آ : ندارد .
( 9 ) ن : برگ 105 الف .
( 10 ) ب : حاشيه برگ 38 ب يعنى هرگاه كه اللّه تعالى آفريد نفس را گفت كه پيش او پس رفت و گفتش كه پس رو ، پيش آمد ، ت : برگ 36 الف .
( 11 ) گ : چنان كه .
( 12 ) ل ، ن : بخير .
( 13 ) ل : برگ : 30 الف .
( 14 ) گ : عبارت « و بعضى سه گفتهاند ، ندارد .
( 15 ) گ : اين است .
( 16 ) ل : صفات است .