موافقت است بعد از آن رضايت است حقيقتش محبت است و آن از دو طرف درآيد از انعام معشوقى و از رؤيت معشوق -
و مولوى اينطور خلاصه كرده :
از محبت تلخها شيرين شود * وز محبت مسها زرين شود
از محبت ديو مورى مىشود * وز محبت نار نورى مىشود
از محبت مرده زنده مىشود * وز محبت شاه بنده مىشود
مذهب عشق از همه ملت جداست * عاشقان را مذهب و ملت خداست
شادباش اى عشق خوش سوداى ما * اى طبيب جمله علتهاى ما
حسن دهلوى سرشار از همين عشق خوش سود است