خ خ عين را معانى بسيار است ، يك معنى عين چشم است و تخم عشق چشم است - بيت خود مىنويسد در اين مورد :
شد تخم عشق اين چشم سر زان دارمش چون تخم تر * يا رب چه خواهد داد بر تخم در آب انداخته
در نظر وى محرك عشق خ چشم است ، يعنى ديدار معشوق ، عليه جامى ، كه گفته است :
نه تنها عشق از ديدار خيزد * بسا كين دولت از گفتار خيزد
حسن معتقد است بين چشم و عشق رابطهها و نسبتها و پيوندهاست :
خ خ نبشته شده است كه يك معنى عين چشم است - چشم و عشق باهم دگر مناسبتى دارند چنان كه در چشم سه چيز مىبايد در عشق نيز سه