كيستم در هيچ دعوى چيست . نى و در هيچ معنى درست نى - يكى عامام فضولانديش متكلفى هستم درويش مثل من آن را ماند : گويند فلانى در ميان كشتگان مىغلطد كه من هم شهيدم - اگر مرا خود از آن عالم بوئى بودى بدين رنگآميز بهار نهپرداختى به عزّت الله و جلاله كه اين معانى نه فضل من مسكين است اينهمه بفضل بندهپرورى خواجه راستين است ادام الله بركاته - بيت
من چه كس باشم و از من چه كشايد كس را * به خدا كين همه دولت ز خداوندى اوست
به حق حق كه هرگز شكر مواهب موفوره ايشان به هيچ تقريرى و تحريرى راست نيايد -
حكايت بزرگى مىگويد كه من از شكر نعمت بيرون نتوانم آمد - اگر مردم از راه دين درين سخن به تأمّل بنگرند بدانند كه حرفى تمام و فصلى پراصل است - آن چهار نعمت