تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
اللّه - كه سخن علىّ ولىّ است - حال او شود . و جهول است به آن معنى كه : غير حق را نمىداند ؛ و نمىشناسد .
ازبس‌كه دو ديده بر جمالت دارم * در هر چه نگه كنم تو مىپندارم
« ما رأيت شيئا إلّا و رأيت اللّه فيه . » هم منقول است از أسد اللّه الغالب على بن أبى طالب - كرّم اللّه وجهه - [ كه ] گفته است . پس ظلم و جهل به اين معنى مدح باشد ؛ نه ذمّ . و اگر سائلى پرسد كه : ارواح مجرّده و ملايكهء كرّوبى چگونه به اين معنى جاهل بودند ؟ ؟ . جواب گوييم كه : علم ارواح متعلّق است به صور اشياء ؛ نه به حقايق و اعيان ثابته كما هى . . و ايشان جز آن كه منقوش است و مركوز در ايشان ، يا آنچه صادر مىگردد بواسطهء ايشان ، ندانند ؛
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ »
« 37 » و
« لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ »
« 38 » حكايت از مراتب علم ايشان دان ، كه اگر ايشان را از آن ، زياده علمى بودى ، آدم را نفرمودى كه :
« أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ »
« 39 » ؛ و ايشان نگفتندى كه :
لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ
« 40 » .
[ سرّى كه مقرّبان به آن سرّ نرسند « 41 » * در نقطهء آتشكدهء سينهء ماست ]
عرفا دانند كه : هر كه را كه هنوز حوالت به تعلّم و سبق گرفتن الفاظ و اسماء باشد ، از حقايق مسمّى و اسرار معنى « 42 » چه خبر باشد ؟ آخر ، نه در شب معراج ،
هامش
( 37 ) - ق ( س 37 - 164 ) و ما منا ( 38 ) - ق ( س 66 - 6 و 7 ) و لا يعصون . ( 39 ) - ق ( س 2 - 33 ) انبئهم . ( 40 ) - ق ( س 2 - 32 ) لا علم . ( 41 ) - ن : سرّى كه سر مقربان را نرسد ( نت ) . ( 42 ) - ن : اسرار معما چه خبر ( ش - ت ) .
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى ) — صفحة 59 | مسعود بن عبد الله شيرازى ( بابا ركنا ) / رجبعلى مظلومى