كواكب سبعه ، و ثوابت و اجرام علويّه و بسايط و مركّبات است و امثال آن ، كه در كلام مجيد از قوا بدين لفظ تعبير فرموده كه : و المدبّرات [ أمرا ] « 44 » .
و كلّ « 45 » قوّة منها محجوبة بنفسها لا ترى أفضل من ذاتها .
و هر يكى از اين قواى روحانى كه گفتيم ، خواه در نشئتى انسانى ، و خواه در عالم ، مطلقا بذات خود ، چنان محجوبند كه از خود فاضلتر چيزى نمىدانند ؛ و از خويشتن كاملتر كسى را نمىشناسند ؛ مثلا اگر ملائكهء ملكوتى ، و ساكنان صوامع جبروتى ، خود را افضل ندانستندى ، در خلافت آدم نزاع نكردندى ؛
« أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ »
« 46 » نگفتندى . و اگر عقل و وهم است ، تا در عالم انسانى دعاوى « 47 » سلطنت نكردند ، قرار نگرفتند ؛ كه عقل دعوى مىكند كه : ادراك جميع حقايق و ماهيّات ، چنان كه آن است ، من كردهام « 48 » ؛ و صاحب خود را مقلّد خود مىداند ؛ و به علم اجمالى قانع شده ؛ كه او را وجودى منزّه از صفات كونى است « 49 » ؛ و از حقايق اشياء به لوازم و خواصّ آن خرسند است ؛ و محجوب مانده ؛ و مخاطب اين خطاب گشته كه : « أنتم
وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ »
« 50 » .
يعنى : اى دوران دوران عقل ، و اى محجوبان حجاب و هم ! شما هيزم دوزخ بعد شدهايد ؛ و از ادراك انوار حق محروم ماندهايد .
امّا طايفهاى كه عقل را آلت علم اجمالى ساختهاند ، و خود مقلّد [ پير ]
هامش
( 44 ) - ق ( س 79 - 5 ) و المدبرات - در قرآن چنين است : فالمدبرات .
( 45 ) - ن : فكل ( عف ) .
( 46 ) - ق ( س 2 - 30 ) أ تجعل .
( 47 ) - ن : دعوت سلطنت ( ش ) .
( 48 ) - ن : من فهم كردهام ( ك ) .
( 49 ) - ن : كونى هست ( ك - ش ) .
( 50 ) - ق ( س 21 - 98 ) انتم - در قرآن چنين است :إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ.