گفتم : « اى ركن چنان كه مىدهندت مىده » .
[ و چون بعون اللّه و توفيقه ، اين كتاب را به اتمام رسانيدم ، و از شرح آن نيز پرداختم ، و هرچه مكنون و مخزون دل محزون بود ، بر ساحل انداختم ، باز به مطالعهء آن مشغول گشتم ، و به جهت تصحيح آن ، نظر بر آن گماشتم ؛ حقّا كه از خود متعجّب ماندم ، كه بيش از آن بود كه پنداشتم ؛ و دانستم كه اين ، محض موهبت است و صرف عطا ، و الّا استعداد من از كجا ؟ و شرح دادن اين سخنان از كجا « 21 » ؟ ] و درخواست از نظر كاملان « 22 » . و دل فاضلان ، اين است كه در وقت مطالعه به عين رضا « 23 » نگرند ، و دامن ستر بر زلل پوشند ، و در اصلاح خلل كوشند .
معينش باد حق ، آن پاك رايى * كه گر يابد در اين دفتر خطايى
به ذيل عفو عيب او بپوشد * به قدر وسع در اصلاح كوشد
چو دانش دارد و رأى منوّر * بيارايد به نور فضل دفتر
ز يزدان مغفرت خواهد دو تن را * مر اين محتاج را و خويشتن را
خدا خشنود باد از آن نكوكار * كه گويد : باد خشنود از تو دادار
به خيرى هر كه از « ركنا » كند ياد * مر او را اجر دو جهان بىكران باد
هامش
( 21 ) - فقط در نسخه ( ش ) اين قسمت ديده شد .
( 22 ) - ن : درخواستى ديگر دارم از ( ك )
( 23 ) - ن : به عين الرضا ( ك )