1 فى التوحيد
اى غرّه ماه از اثر صنع تو غرّا * وى طرّه شب از دم لطف تو مطرّا
نوك قلم صنع تو در مبدأ فطرت * انگيخته بر صفحهء كن صورت اشيا
سجّادهنشينان نه ايوان فلك را * حكم تو فروزنده قناديل زوايا
هم رازق بىريبى و هم خالق بىعيب * هم ظاهر پنهانى و هم باطن پيدا
مأمور تو از برگ سمن تا بسمندر * مصنوع تو از تحت ثرى تا به ثريّا
توحيد تو خواند بسحر مرغ سحرخوان * تسبيع تو گويد بچمن بلبل گويا
بر قلّهء كهسار زنى بيرق خورشيد * بر پردهء زنگار كشى پيكر جوزا
از عكس رخ لالهعذران سپهرى * چون منظر مينو كنى اين چنبر مينا
بيد طبرى را كند از امر تو بلبل * وصف الف قامت ممدودهء حمرا
از رايحهء لطف تو سايد گل سورى * در صحن چمن لخلخهء عنبر سارا
تا از دم جانپرور او زنده شود خاك * در كالبد باد دمى روح مسيحا
خواجو نسزد مدح و ثنا هيچ ملك را * آلا ملك العرش تبارك و تعالى
2 فى نعمت الرسول صلى اللّه عليه و آله
صل على محمد دَرّه تاج الاصطفا * صاحب جيش الاهتدا ناظم عقد الاتّقا
بلبل بوستان شرع اختر آسمان دين * كوكب درى زمين دُرّى كوكب سما
تاجده پيمبران باجستان قيصران * كارگشاى مرسلين راهنماى انبيا
سيّد اوّلين رسل مرسل آخرين زمان * صاحب هفتمين قرآن خواجهء هشتمين سرا
طيّب طيبه آستان طاير كعبه آشيان * گوهر كان لامكان اختر برج كبريا