خواب نيامد تا آخر شب آن را از خانه بيرون كرد . بعد از آن در خواب رفت و بعد از آن فرمود كه اگر مرا امشب مرگ آمدى و ديدار خداى روزى شدى و اين دينارها در خانهء من بودى مرا به خداى چه ظنّ بودى كه چه كردى .
وقتى دوال نعلين رسول اللّه كهنه شده بود آن را فرستاد تا نو كردند و با آن نمازگزا [ ر ] د و چون سلام داد فرمود برويد و همان دوال كهنه را بياريت و اين نو را برداريت كه من در نماز به او نظر كردم .
و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم از سفرى بيامد و به خانهء فاطمه در آمد . بر در پردهاى ديد آويخته و در دستهاى او دستبانهء نقره ديد . بازگشت . فاطمه گريان و اندوه [ ناك شد ] . ابو رافع رضى اللّه عنه در آمد . فاطمه را گريان ديد . او را خبر داد كه رسول اللّه جهت آن از خانهء تو بازگشت كه آن دسبانهء « 1 » نقره در دست تو ديد و پرده بر در آويخته . فاطمه پرده را پاره كرد و دسبانه « 1 » را به بلال داد كه به حضرت رسول اللّه برو [ و ] بگوى تا صدقه دهد . بلال آن را به حضرت رسول اللّه برد . رسول اللّه فرمود كه آن را به فروش و به اهل صفّه ده . بلال آن هر دو دستبانه را به دو درم و نيم بفروخت و بر اهل صفّه صدقه كرد . بعد از آن رسول اللّه به خانهء فاطمه درآمد و گفت احسنت .
و خداى تعالى مىفرمايد :
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »
و رسول مىگويد « من احبّنى فليستنّ بسنّتى . »
و شيخ ابو محمد سهل مىگويد علامت محبّت خداى محبّت رسول اللّه است ، و علامت محبّت رسو [ ل ] اللّه محبّت سنّت اوست ، و علامت حبّ سنّت او دشمن داشتن دنيا ، و علامت بغض دنيا آن است كه از دنيا بجز از مقدار كفايت روز به روز هيچ ديگر نطلبى « 2 » و نگيرى .
ابو حاتم عطار « 3 » چون اصحاب مرقّعان بديدى گفتى اى مهتران علمها برپاىكرديت و طبلها فروكوفتيت ، اما كاشكى بدانمى كه در وقت مرگ و ديدار خداى چگونه مردان خواهيت بودن ؟
هامش
( 1 ) - كذا در اصل .
( 2 ) - اصل : نه طلبى .
( 3 ) - اصل : عصار ، تصحيح مبتنى بر طبقات الصوفيهء سلمى و انصارى است .