بود به او منسوب است . اين خانقاه بزرگ اوقاف بسيار دارد كه به مصرف اطعام مسافرين مىرسد . » « 1 »
از متن وقف نامهء ابو المفاخر يحيى باخرزى خوشبختانه كه اخيرا به دست آمده و طبع شده است و بعد ازين از آن مستقلا صحبت مىكنيم چنين معلوم مىشود كه نوهء سيف الدّين موقوفاتى بر مزار جدّ خود تعيين كرده بوده است .
خبر ديگرى كه ازين خانقاه و مزار داريم شرحى است كه صاحب طرائق الحقائق پس از سفر خود در سال 1316 قمرى در كتاب مذكور بدين مضمون نوشته است : كه خانقاه را امير تيمور در سال 788 با باغ و عمارت بنا كرد و ظاهرا اين مطلب مأخوذ از كتيبههاى آن مزار است . در دنبال آن مىنويسد كاشيهاى قيمتى آنجا به دست بىانصافها خراب شده است و به دزدى مىفروشند .
اولاد و احفاد
شيخ سيف الدّين باخرزى سه پسر داشت : جلال الدّين محمّد ، برهان الدّين احمد و مظهر الدّين مطهّر « 2 » .
از سلسلهء خاندان سيف الدّين افراد ديگرى را هم مىشناسيم كه از نسل برهان الدّين احمد بودهاند و تا نيمهء اول قرن دهم مىزيستهاند و پس از اين به شناساندن آنها خواهيم پرداخت .
* * * 1 - جلال الدّين محمّد : ارشد پسران سيف الدّين و هم اوست كه ابو المفاخر در وقفنامهء خود گفته است : « عمّ بزرگتر اين واقف مذكورست » « 3 » . مفصلترين ترجمهء حال او را صاحب « الجواهر المضيئة » به دست مىدهد و مىنويسد كه روز چهارشنبه 16 جمادى الاولى از سال 661 « 4 » در نزديكى بخارا شهيد شد و تولّدش روز شنبه پنجم ربيع الاول سال 625 روى داد و علم فقه از پدر فرا گرفت . « 5 »
رشيد الدّين فضل اللّه در جامع التّواريخ در موضعى كه از احوال بركه صحبت مىكند
هامش
( 1 ) - سفرنامهء ابن بطوطه ، ص 373 .
( 2 ) - مجمل فصيحى خوافى ذيل حوادث 646 .
( 3 ) - وقفنامه ، ص 100 .
( 4 ) - مجمل فصيحى خوافى شهادت جلال الدين را ذيل سال 660 ضبط كرده است .
( 5 ) - الجواهر المضيئة 1 : 249 .