بر آن سوار كند . اسپ برميد و پادشاه نيز بدويد تا اسپ را بگيرد . شيخ فرمود كه شيخ نجم الدّين مرا گفته بود كه پادشاهان در ركاب تو بدوند ! « 1 »
نقل ديگر اينست كه شيخ سيف الدّين باخرزى بر سر جنازهء درويشى حضور يافت . گفتند تا تلقين فرمايد . پيش روى جنازه بر آمد و گفت :
گر من گنه جمله جهان كردستم * لطف تو اميدست كه گيرد دستم
گفتى كه به وقت عجز دستت گيرم * عاجزتر ازين مخواه كاكنون هستم « 2 »
آثار و اشعار
اگر چه مؤلّف بستان السّياحه مىنويسد كه سيف الدّين باخرزى تصانيف بسيار دارد « 3 » امّا چه در تضاعيف فهارس كتابخانهها و چه در مآخذ قديم فقط بر آثار زير اطلاع مىيابيم :
1 - شرح اسماء الحسنى « 4 » كه نسخهء آن را نمىشناسم و از وجود آن بىخبرم .
2 - وقايع الخلوة كه نسخهاى از آن در كتابخانهء فرهنگستان ليدن به شمارهء 2252 موجودست « 5 » .
3 - رسالة وصية السّفر كه ابو المفاخر يحيى نوهء او در كتاب اوراد الاحباب از آن نام مىبرد و آن را از مآخذ تأليف كتاب خود مىشمرد « 6 » .
4 - رساله در عشق به فارسى ، نسخهاى از آن جزء مجموعهء خطى قرن هفتم متعلّق
هامش
( 1 ) - نفحات الانس ، ص 431 . - حبيب السير ، 3 : 61 . - مجالس العشاق ، ص 112 .
( 2 ) - نفحات الانس ، ص 432 . - حبيب السير ، 3 : 61 .
( 3 ) - بستان السياحة ، ص 169 .
( 4 ) - هدية العارفين .
( 5 ) -eaimedacAeacelhtoilbiBmuilatneirOmucidoCsugolataC - ejeoGed . J . M seirarbiLehtni . ssmcibarAfotsildnaH - eveohrooV . P . v . lov،eaivataB - sinudguLو نيز به . 957I،nedieL . . . nedieLfoytisrevinUehtfo( 6 ) - اوراد الاحباب و فصوص الآداب ، ص 257 .