تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩

من لمعات علاء الدوله

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين ، و الصلاة على خير خلقه محمد و آله أجمعين

لمعه [ ببايد دانستن كه مفيد چون آهنگر است و . . . ]

ببايد دانستن كه مفيد چون آهنگر است و مستفيد چون آهن ، و ارادت چون شاگرد آتش افروز ، و كلمهء لا إله الا الله چون آتش . پس تا آتش نباشد و آتش افروز نباشد هر سندانى كه آهنگر بر آهن زند هيچ كارگر نباشد . اما اگر آتش باشد و آتش افروز باشد ، آهنگر به زودى از آن آهن آلتى كه مطلوب است ساخته گرداند و مستفيد در بدايت حال نفى ما سوى كند به مداومت كلمهء لا إله الا الله ، تا وجود روحانيت او باقى است و به مرتبهء فنا نرسيده است . و چون به حقيقت فنا برسد باطن او از نفى بايستد و جز اثبات نتواند ، و ذكر او الله الله الله شود . و از اينجا به حقيقت كلمه و سر او برسد . و فرموده‌اند : حقيقة الذكر الخروج عن ميدان الغفلة الى فضاء المشاهدة . و مشاهده در تجلى ذات بود و مكاشفه در تجلى صفات ، و محاضره در تجلى افعال . و مقصود از ذكر به جميع قواى روحانى و جسمانى مداومت نمودن است تا نفى خواطر حاصل شود بدين توجه كلى . و اين ذكر از زبان به دل منتقل شود و در دوام ذكر قلبى نورى از انوار الهى متجلى گردد و باطن بنده را مستعد تجليات اسمائى و صفاتى و باز تجليات ذاتى گرداند .

لمعه [ كمال مراتب ذكر آن است كه مذكور ماند و بس . . . ]

كمال مراتب ذكر آن است كه مذكور ماند و بس ، و همگى دل دوست گيرد . و فرق است ميان آنكه مذكور بر دل مستولى شود [ و ] همگى دل دوست گيرد و ميان آنكه همگى دل ذكر دوست گيرد . اما آنكه همگى دل دوست گيرد نتيجهء محبت مفرطه بود كه آن را عشق خوانند . عاشق گرم رو همگى او را معشوق دارد ، و باشد كه از غايت مشغولى به معشوق نام معشوق را نيز فراموش كند . و چون چنين مستغرق گردد وجود خود را - و هرچه هست - جز حق تعالى ، فراموش كند ، و به حقيقت اين معنى رسد كه :
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ
[ 18 / 24 ] يعنى : اذا نسيت غيره و نسيت نفسك لان تحققه و شهوده يوجب نفى الغيرية و انيتك تثبت الغيرية .
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 419 | نجيب مايل هروى / علاء الدوله سمنانى