تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣

5 فرحة العاملين و فرجة الكاملين

1 - سپاس و ستايش نامتناهى ذاتى را كه وجود حقيقى حق اوست و وجود بخشنده به حق اوست . به علم قديم كن را كاف كون ساخت و به الف ارادت از كن كه عالم امر است كان كه عالم خلق است بپرداخت . و به قدرت كاملهء خود عالم امر را كه غيب است با هرچه در آنجاست لباس صور صفات خودشان در پوشانيد و مظاهر صفت هو الباطن كرد . و به حكمت بالغه ، عالم خلق را كه شهادت است مظاهر صفت هو الظاهر گردانيد . و اين هر دو عالم را كه از آثار افعال اوست كه از صفات او كه به ذات او قائم است محل و مقام تراكيب گردانيد . و ختم تراكيب بر وجود انسان كرد كه مقصود لنفسه است . و كون را به مصدريت عالم امكان و زمان داشت و از تصريف زمان ابنيهء ماضى و مستقبل و فاعل و مفعول و امر و نهى بر افراشت و بر آنجا امور سياست و طهارت و عبادت مرتب فرمود و جهت امر سياست علم سلطان به خلق نمود و جهت امر طهارت نقش جمال ولايت صورت آب و گل بر تختهء وجود بنىآدم بنگاشت و جهت امر عبادت نقاب عزت از چهرهء نبوت برداشت . 2 - و درود الهى بر سر و سرور كائنات و مهتر و بهتر موجودات محمد مصطفى باد كه در وجود عزيزش كه مظهر ذات و صفات حق بود اسرار