تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
357 - و نيز گفته‌اند : السماع ينبت الرياء فى القلب ، كما ينبت الماء البقلة . يعنى سماع ريا را در دل چنان تربيت مىدهد كه آب سبزى را . 358 - و مصطفى - عليه السلام - روزى بر سر منبر وعظى مىگفت ، شخصى شهقه‌اى بزد ، مصطفى را - عليه السلام - ناخوش آمد فرمود : من ذا الملبس علينا ديننا فان كان حقا فقد شهر نفسه ، و ان كان باطلا فمحقه الله تعالى . يعنى كيست اين كه دين ما را بر ما مىپوشاند اگر به حق نعره زد ، نفس خود را مشهور كرد 191 ، و اگر باطل بود حق تعالى او را محق كناد 192 . 359 - پس بايد كه پيوسته اصحاب را نگذارى كه به هواى طبع 193 حركت كنند و به سبب اندك ذوقى كه به باطن ايشان رسد ، شهقه زنند و هاىهوى كنند . و بايد كه تا بتوانند هيچ وجد 194 از خود ظاهر نكنند و اگر وجد غالب شود و بىاختيار ايشان را در حركت آرد معذور باشند ، اما همان كه وجد فاتر شد 195 با كنار روند و مراقب شوند . اين حال مبتديان است . 360 - اما متوسطان بايد كه تكلف نكنند نه در حركت و نه در سكون . و چون وجد آمد با آنكه اختيار داشته باشند كه حركت نكنند اولى آن باشد كه با وجد موافقت كنند خلاف مبتديان كه فراخور حال ايشان پسنديده باشد كه بتكلف ساكن مىباشند و قطعا به اختيار خود دست و لب نجنبانند و در سماع مقدم اصحاب نروند و وقت ايشان را مكدر نگردانند . و در وقت آنكه شيخ مراقب باشد البته به قدم او نروند ، و از دور وى را تواضعى مىكنند و به وقت خود مشغول باشند و به هيچ نوع ، زحمتى به يارى نرسانند و از قوال رباعى نطلبند 91 - . و اگر سماع در وى فتور گرفته باشد جاى با ديگرى كه 196 سماع در وى گرمتر باشد ، گزارد و از جامه دريدن احتراز كند كه حق تعالى با داود - عليه السلام - خطاب كرد كه اى داود ! قوم خود را بگوى تا در وقت سماع جامه پاره نكنند ، اگر محقق‌اند دلها پاره كنند . 361 - اما آداب سماع بسيار است ، اين قدر شرح داديم از آن بود تا او را بر حقيقت و باطليت سماع وقوفى حاصل شود ، اما بر حقايق او وقتى مطلع شوند كه به كمال درجهء شيخيت رسند و به قدر استعداد هر مريدى از