خداى بيناست به بندگانى كه مىگويند كه اى پروردگار ما ايمان داريم به سراى باقى كه تو ما را وعده دادهاى ، بيامرز گناهان ما را كه به سبب تزيين شيطان ، ما در سراى فانى بدان مشغول شده بوديم و نگاه دار ما را از عذاب دركات دوزخ باقى ، كه به سبب اين هفت چيز كه متاع حيات دنياست آنجا هفت دركهء دوزخ باديد آمده 39 ، و از آن آتشى كه به سبب حب شهوات مشتعل شده ، اى خداى ما را نگاه دار .
233 - اين جماعت بندگانىاند كه بر بلاى دنيا و نامراديها كه در دنيا مىكشند ، صبر مىكنند و به قدم صدق ان لهم قدم صدق در مقام تصديق وعد و وعيد بر صراط مستقيم ثابت مىباشند 40 و على الدوام به ذكر حق مشغولاند و به حقيقت 41 راستگوى ذاكرانند . و نيز دايم بر طاعات خداى مواظب باشند و آنچه داشته باشند از عروض دنياوى 52 - ، جهت رضاى حق تعالى نفقه كنند و بعد از اين همه حالات پسنديده ، در اسحار ، دست نياز در حضرت بىنياز برمىدارند 42 و مىگويند : خداوندا به فضل خويش بر ما رحمت كن كه همه اعمال و افعال ما معيوب و معلول است 43 و هيچ كس را از انبيا و اوليا ، عمل ايشان نجات نخواهد دادن ، جز فضل تو 44 چنان كه مصطفى - عليه السلام - فرمود : لن ينجى احدكم عمله 53 - . قالوا و لا انت يا رسول الله ؟ قال : و لا انا الا ان يتغمدنى الله تعالى بفضله 45 او بفضل رحمته .
234 - مقصود آن است كه اگر مىخواهد كه تا مجال تزيين شيطان نماند و مجارى او در نفوس تنگ شود و تصرف او در شخص به كمال نرسد و از هواپرستى خلاص يابد ، بر خود واجب شمرد كه از متاع حيات دنيا كه آلت تزيين شيطان است ، اجتناب كند . و اين معنى دست ندهد تا وقتى كه در باطن شخص نور ذكر حق پديد نيايد و چون آن نور ظاهر شود او را نظر بر دشمنان افتد كه به غضب و تعدى مملكت وجودش را به دست فروگرفتهاند ، و روح انسانى را از تختگاه خلافت ، تا پايگاه خدمت نفس آورده ، و نفس اماره به اميرى كردن ، گردن افراشته 46 ، و روح را اسير خود كرده و به هزل 47 مشغول شده و شيطان لعين علم اغوى بر بام خانهء بدن 48 زده . بعد از اين غيرتى
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص٨١