پيش گرفتن ، جوع برجوع افزودن ، با نفس و شيطان به محاربه بيرون آمدن ، مجالس حقّ بودن ، دل با خداى راست كردن ، اخلاق مذموم را محو كردن ، نفس خود را بنا كسى بشناختن ، بر گناه خود گريستن ، « 3 » ترك ادّخار گفتن ، توكّل بر خداى كردن ، خود را بدين آية كه
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »
« 4 » مخصوص گردانيدن « 5 » و نفس خود را بدين آية ديگر كه
« فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِكُمْ »
« 6 » كار فرمودن .
( 104 ) برشمردن اين تطويلى دارد ، امّا پيرزنى « 7 » را كه فرزندش مرده باشد ، او را حاجت نباشد كه از ديگرى باز « 8 » پرسد كه من چگونه گريم ، بلكه درد مصيبت فرزندش چنانكه باشد گرياند . همچنين درد طلب نيز طالب مسكين را بىاختيار به كنجهاى خلوت « 10 » بازكشد ، تا چون از خلق بسر آيد ، با درد خود پردازد و دل را تسليم درد طلب مطلوب خود گرداند ، و اين « 11 » مىگويد بيت :
دل بغم تسليم كردم خود شدم نظّارگى * يا ز غم سير آيد او يا خون شود يكبارگى
گويدم هر بىخبر كز عشق او پرهيز كن * جنگ سخت آسان نمايد بر دل نظّارگى « 12 »
( 105 ) فىالجمله ، ببايد دانست كه نشستن به خلوت رفتن راه طريقتست ، گرفتن تمامى شريعتست ، معدن معرفتست ، سرمايهء محبّتست ، بحقّ قربتست ، از حقّ كرامتست ، از طاعت ندامتست ، از معصيت خجالتست ، ترك نكرتست ، متابعت سنّتست ، موافقت مشايخ طريقتست ، پرواز سيمرغ سرّ در هواى هويّتست . با سر شويم كه خلوت انقطاع « 19 »
هامش
( 3 ) - گريستنL: بگريستنN- -
( 4 ) - سورهء 51 ( الذاريات ) آيهء 56
- -
( 5 ) ( 4 ، 5 ) - مخصوص گردانيدنL: بيازمودنN- -
( 6 ) ( 5 ، 6 ) - سورهء 5 ( النساء ) آيهء 104 / 103
- -
( 7 ) - پيرزنى راL: پيرهزنى -N- -
( 8 ) - بازL: -N- -
( 10 ) - خلوتN: خلوتهاL- -
( 11 ) - اينL: + بيتN- -
( 12 الى 15 ) - بحر رسل
- -
( 19 ) - در هواىN: ميدانL- - باL: بازN