أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ »
. « 1 » بيت :
اى نسخهء نامهء الهى كه توئى * وى آينهء جمال شاهى كه توئى
بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست * در خود بطلب هرآنچه خواهى كه توئى « 2 »
( 25 ) و نيز بدان ، اى طالب صادق - متّعك اللّه به طول بقائك - كه اين تقريراتى كه رفت ، از نهاد انسانى بيرون نيست ؛ و از آن پنج منزل كه در اوّل ياد آن كرده شده است ، چهار اين « 4 » بود كه گفته آمد . و منزل پنجم ، همچنان كه ذكر آن رفته است ، « 5 » « 6 » از نهاد بشريّت بيرونست ، و رفتن اين راه كار عاشقانست ، و تقرّب جستن بدرگاه سبحانست .
آهآه كه درين مقام درويش سلطانست ، و سلطان ازين حال عريانست ، زيرا كه مرغ اين دام از آشيانى ديگرست . بيت :
مرغ او بو سعيد بوالخيرست * صيد او بايزيد بسطاميست « 10 »
( 26 ) وقتى سلطان محمود - رحمة اللّه عليه - چنان كه مشهورست به نيّت زيارت شيخ ابو الحسن خرقانى - قدّس اللّه روحه العزيز - بخرقان آمد . چون زيارت شيخ دريافت بس « 13 » دمى بنشستند . شيخ از سر وقت خويش سخنى مىراند . سلطان شيخ را گفت كه اين همه دام بود . شيخ گفت : آرى محمود ، دامست ، امّا مرغش تو نهء . « 14 »
( 27 ) پس درين منزل نيز چنان كه شرح رفته است « 15 » طالب را چهارده هزار حجاب نورانى از صفات غيرت الهى و جلال سلطنت پادشاهى او - جلّ جلاله - بر راهست . « 16 » امّا تا طالب قطع مفاوز هواى نفسانى نكند و تصرّفات شيطانى بكلّى از وى دفع نشود ، سير و سلوك وى در نهاد انسانى تمام نباشد و طالب از سفل بشريّت بعلو روحانيّت نتواند
هامش
( 1 ) - سورهء 41 ( فصلت ) آيهء 53 - - انه الحقN: -L- -
( 2 ) ( ، 3 ) - رباعى
- -
( 4 ) - كهN: -L- - اينL: -N- -
( 5 ) ( ، 6 ) - شده استL: شدN- -
( 6 ) - رفته استL: رفتهN- -
( 10 ) - بحر خفيف
- -
( 13 ) - ؟ ؟ ؟ س ( كذا ) دمىL: زمانىN- -
( 14 ) - همه : همL N- - محمودL:
-N- - تونهءL: توئىN- -
( 15 ) - استL: -N- -
( 16 ) - وN: + ازL