و بر سر چندين هزار خلايق بركشد و چندين احسان در حقّ وى بجاى آرد ، آنگاه وى را بدان مرتبت رساند كه مقرّب حضرت او شود ، چنان كه مىفرمايد :
« وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ »
. « 2 » بارخدايا ، اين چه بندهنوازيست ، كه از جلال پاك در حقّ اين مشتى خاك ياد مىكنى و به آب زلال عنايت بكرامت خودشان مىپرورانى ، و به نوازش اين تشريف جماعتى نحيف ضعيف را به الطاف عنايت اضافت به خود مىكنى و بارگاه رأفت و رحمت پناگاه ايشان مىسازى ، كه
« يا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ »
« 6 » و از شرابخانهء فضل خود شراب طهورشان مىچشانى ، كه
« وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً »
« 8 » و در زمين به خلافت خودشان مىنشانى ، كه
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
، « 9 » و بعد از چندين هزار احسان در حقّ وى خلعت محبّت خود در ايشان مىپوشانى ، كه
« يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ »
، « 10 » و چون به وفاى
« أَوْفُوا بِعَهْدِي »
« 11 » قيام مىنمايند ،
« أُوفِ بِعَهْدِكُمْ »
در حقّ ايشان انعام مىفرمائى !
( 5 ) زهى نهايت لطف ، زهى عنايت كرم ! بندهء عاجز مسكين چه شكر آرد ، خداوندا ، كه لايق حضرت تو و شايستهء خدمت تو باشد ؟ ما را با همه عيبى بديدى و خريدى ! زهى كالاى بر عيب ! زهى لطف خريدار بدين انعام و اكرام كه مىكنى در حقّ بندهء خويش ، آنگاه بندهء ضعيف را ، كه :
« خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً »
« 15 » صفت اوست ، « 15 » مىفرمائى كه
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »
! « 16 » چگونه ، خداوندا ، بندهء عاجز شكسته شكران نعمت تو گزارد كه آن شكر مستوجب شكرى ديگر نشود در حقّ او ؟ الهى ، نعمت طاعت بنده از رحمت تو باشد ، و گزاردن شكر شكران از توفيق و هدايت تو ، و علم بقصور شكر از نهايت كرامت تو ! پس رفتن در ميادين شكر شكر تو جز عجز روى
هامش
( 2 ) ( 2 ، 3 ) - سورهء 56 ( الواقعة ) آيهء 10 الى 11
- -
( 6 ) ( 6 ، 7 ) - سورهء 43 ( الزخرف ) آيهء 68
- -
( 8 ) - سورهء 76 ( الانسان ) آيهء 21
- -
( 9 ) ( 8 ، 9 ) - سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 28 / 30
- -
( 10 ) - سورهء 5 ( المائدة ) آيهء 59 / 54
- -
( 11 ) ( 10 ، 11 ) - سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 38 / 40
- -
( 15 ) - سورهء 4 ( النساء ) آيهء 32 / 28 - - صفت اوست : + وL- -
( 16 ) - سورهء 14 ( ابراهيم ) آيهء 7