ص 114 س 15 ، خلق الخلق فى ظلمة ثم رش عليهم من نوره ، حديث به صورتهاى ديگر ذكر شده است . در احاديث مثنوى ص 6 ذيل بيت :
حق فشاند آن نور را بر جانها * مقبلان برداشته دامانها
چنين آمده است : ان الله تعالى خلق خلقه فى ظلمة فالقى عليهم من نوره فمن اصابه من ذلك النور اهتدى و من اخطاه ضل ، ( جامع صغير ج 1 ص 96 ، فتوحات مكيه ج 2 ص 81 ) . مولوى :
چونكه حق رش عليهم نوره * مفترق هرگز نگردد نور او
دفتر دوم مثنوى
ص 115 ب 2436 ، مص 2 ، تافته در هر سرا و خانهها ، شايد اشاره است به آيات و ادعيه ، كه بر سردر خانهها و كاروانسراها حك مىكردند .
ص 118 س 7 ، ابيت عند ربى يطعمنى و يسقينى ، ر ك شرح ص 118 ب 2501 ماخذ حديث در آنجا ذكر خواهد شد .
- محمد عليه السلام على را - رضى الله عنه - گفت : چرا موافقت كردى در روزه وصال با من كه چنين ضعيف گشتى ؟ لست كاحدكم ، ابيت عند ربى يطعمنى و يسقينى ، ( مقالات شمس ج 2 ص 23 ) .
مولوى در مثنوى دو بار به اين حديث اشاره كرده است :
- چون ابيت عند ربى فاش شد * يطعم و يسقى كنايت ز آش شد
- يا ابيت عند ربى خواندى * در دل درياى آتش راندى
ص 118 س 9 ، قلب المؤمن بين الاصبعين من اصابع الرحمن يقلبه كيف يشاء ، حديث نبوى : دل مؤمن ميان دو انگشت از انگشتان خداوند است مىگرداند آن را آنطور كه بخواهد . ( صحيح مسلم ج 8 ص 51 ) . مولوى در موارد مختلف از آن ياد مىكند :
در كف حق بهر داد و بهر زين * قلب مؤمن هست بين الاصبعين
دفتر سوم
مرغ مرده مضطر اندر وصل و بين * خواندهاى القلب بين الاصبعين
دفتر چهارم
مكر حق سرچشمه اين مكرهاست * قلب بين الاصبعين كبرياست
دفتر ششم