ص 98 ب 2050 ، اكلها دايم شنو هين از كلام . . . اشاره به ى 35 س 13 ، رعد :
مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ أُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ عُقْبَى الْكافِرِينَ النَّارُ ،
مثل بهشتى كه نويد داده شدند پرهيزكاران روان است زير آن جوىها ، خوراكيش هميشگى است و سايهاش اين است فرجام آنها كه پرهيزكارى كردند و فرجام كافران است آتش .
ص 100 ب 2085 - 2086 ، نى ز مؤمن آتش دوزخ بمرد . . . ماخوذ از حديث تقول النار للمؤمن جز يا مؤمن فقد اطفا نورك لهبى . جامع صغير ج 1 ص 132 ، همچنين ان المؤمن اذا وضع قدمه على الصراط يقول النار جز يا مؤمن فقد اطفا نورك نارى . ( شرح تعرف ج 2 ص 177 )
مولوى در دفتر دوم مثنوى در همين معنى چنين گويد :
مصطفى فرمود از گفت جحيم * كه به مؤمن لابهگر گردد ز بيم
گويدش بگذر ز من اى شاه زود * هين كه نورت سوز نارم را ربود
پس هلاك نار نور مؤمن است * زانكه بىضد دفع ضد لا يمكن است
ص 100 ب 2091 ، نى كه فرموده است آن خير البشر . . . اشاره به حديثى از رسول اكرم ( ص ) : ان الشيطان ليفر منك يا عمر ، . . . مسند احمد ج پنجم ص 353 چ دار صادر بيروت
ص 101 س 15 ،
رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ . . .
اشاره به ى 22 س 18 ، كهف ،
سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ . . .
به زودى گويند سه شد و چهارميشان سگشان و گويند . . . مربوط است به داستان اصحاب كهف و سگى كه همراه ايشان بود و مقام يافت . سعدى گويد :
سگ اصحاب كهف روزى چند * پى مردم گرفت و آدم شد .
( گلستان باب اول )
ص 101 س 16 ، استن حنّانه ، اشارهاى است به قصهاى معروف كه بخارى در صحيح و حافظ ابو نعيم در كتاب دلايل النبوه نقل كردهاند . مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى ص 24 / و آن داستان چنين است كه پيامبر براى سخنرانى به ستونى تكيه مىداد و بعد كه منبر ساختند به ستون تكيه نداد ، پيامبر ديد كه ستون گريه مىكند و اين گريه و ندبه را فقط خود پيامبر دريافت مىكرد و بعد طبق درخواست خود ستون او را دفن كردند مانند اجساد مردمان ، تا در قيامت محشور گردد . مولوى اين داستان را در 7 بيت در دفتر اول چنين سروده است :